بررسی بازنمایی صور طبیعی در کاشی‌های زرین‌فام کاشان در سدۀ 6 تا 8 هجری بر مبنای آراء کوماراسوامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی


استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان



هنر کاشی‌گری در ایران سابقۀ کهن و اهمیت والایی دارد. توفیق هنرمندان ایرانی در بهبود نکات فنی، غنای مجموعۀ رنگ‌ها و گسترش انواع نگاره‌ها، تابش چشمگیری به کاشی‌های ایرانی بخشیده‌است. کاشی‌‌های زرین‌فام کاشان بخش ممتازی از گنجینۀ هنر ایرانی را تشکیل می‌دهند که از حیث نقش‌پردازی بسیار درخور توجه می‌باشند. مجموعۀ پیوسته‌ای از ستاره‌ها، چلیپا‌ها و شش ضلعی‌های در هم تابیده که هر یک به نقشی متمایز زینت یافته‌‌اند، در زمرۀ ممتازترین نمونه‌های تصویرگری ایرانی قرار دارند. هنرمندان در این آثار، ذوق و احساسات لطیف خود را در رابطه با طبیعت به بهترین شکل بازنمایی کرده‌اند. از سوی دیگر، نگاهی اجمالی به نظریات مطرح شده در باب بازنمایی و محاکات طبیعت، حکایت از توجه نظریه‌پردازان و فلاسفه بدین موضوع دارد. آناندا کوماراسومی از جملۀ فلاسفه‌ای است که با جامعیت خاصی بدین موضوع پرداخته‌است. از نظر او طبیعت، سرمشق یا منبع الهام هنرمند می‌باشد. بر این مبنا سه نوع اقتباس از طبیعت در آثار هنری قابل ملاحظه است که عبارتند از: 1. شباهت مبتنی بر تقلید و تمثیل 2- شباهت بیانی 3- خیال. هدف این تحقیق تبیین شیوۀ بازنمایی صور طبیعی در کاشی‌های زرین‌فام کاشان بر مبنای آراء این فیلسوف است. در این راستا اصلی ترین سؤالات این مقاله عبارتند از: 1- عمده‌ترین عناصر طبیعی رایج در کاشی‌های ستاره‌ای کاشان شامل چه مواردی است؟ 2. در بازنمایی این عناصر در تطبیق با آراء کوماراسوامی چه معیارهایی مورد توجه بوده‌اند؟ روش تحقیق این مقاله توصیفی- تحلیلی بوده و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای تدوین شده‌است. برای رسیدن به پاسخی مناسب با سؤالات پژوهش، نمونه‌های انتخابی ابتدا بر مبنای مضمون، دسته‌بندی و سپس ویژگی‌های نقوش طبیعی در آن‌ها بررسی گردید. نتیجۀ این بررسی نشان از آن دارد که: بیش‌ترین نوع بازنمایی عناصر طبیعی در کاشی‌های زرین‌فام کاشان، در عرصۀ شباهت بیانی بوده و شاخصۀ بهره‌مندی، مهم‌ترین مؤلفۀ قابل توجه در این حیطه می‌باشد.


عنوان مقاله [English]

Representation of Natural Forms in Kashan Luster-glazed Tiles from the 6th to 8th Century AH/ 12th to 14th Century AD on the Basis of Coomaraswamy’s Theories

نویسنده [English]

  • Sakine Khatoon Mahmoodi
PhD, Assistant Professor, Department of Art Research, Faculty of Art and Architecture, Sistan and Baluchestan University, Zahedan
چکیده [English]

Tilework has been of great significance in Persian architecture from a long time ago. This architecture owes a major deal of its magnificence to masterly tilework; enjoying unique decorative forms and motifs. Besides technical development in applying different materials, ornamentation is considered as well a distinctive aspect of Persian tilework creating wonderful works in different historical periods. Pictorial tiles constitute a substantial part of this rich and marvelous field. This art was being paid considerable and serious attention to in the 6th century AH/ 12th century AD in Kashan, Iran. In that time, in addition to various types of fine tiles such as those applied in delicate mihrabs (prayer niches) and distinct mosaics, a set of connected and juxtaposed elements consisting of stars and crosses, and intertwined hexagons with fine designs painted on which provided tile makers with plenty of artistic opportunities. A great number of such tiles represent some sort of royal magnificence in their designs and motifs. Natural forms are among the most important pictorial themes used in the star-and-cross-shaped tiles in the 6th to the 8th century AH/ 12th to 14th century AD Kashan.
Tile makers of the mentioned works of art made a successful attempt in offering a representation, in other words mimesis, of the nature in its best mode. Despite the artistic value of these tiles as a part of the visual repertoire of Persian art, they haven’t been considered and studies properly. Accordingly, the present essay aims to find answers for the following questions: 1- Which natural elements have been used more than others in the star-shaped tiles of Kashan? 2- What criteria were considered in representing these elements in conformity with Coomaraswamy's views?
 In order to discover reasonable answers for these matters, this research has examined the issue of mimesis and representation of natural forms in luster-glazed tiles of Kashan on the basis of Ananda Coomaraswamy’s views, which are fairly significant in the realm of Eastern art studies. The research method was descriptive- analytical. The results indicate that it would not be possible to realize any close and exact likeness (homoiosis) between the artwork and nature in these tiles’ pictures and designs, but we can only refer to three issues: mutatis mutandi, expressive likeness, and imagination.
In the first issue, that is mutatis mutandi, likeness is the most important feature in luster-glazed tiles of Kashan which could be seen in three aspects: likeness in main lines and elements, analogical adaptation, and finally, imitation.
In the second issue, that is expressive likeness, two general fields, i.e. participation and symbolism, are recognized. Here, participation has a wider thematic arena. Incidentally, in the field of symbolism of the tiles’ motifs, the representation of natural elements has usually adopted cultural function, mostly expressing concepts such as growth, life, eternity, perfectionism, and the disastrous aspects of drought and evil. All these are in close relation with nature and life.
Besides the mentioned issues, the third one, that is imagination in painting, is another significant feature in artistic creation. The relationship between imagination and knowledge of the essence of human’s entity, connecting him to other worlds, including the world of ideas, is a significant matter in the field of mimesis and representation of nature in the luster-glazed tiles of Kashan from Islamic viewpoint.
In most cases which were studied here, the designs and their distinctions were done according to contours. Incidentally, the main motif was placed in the center, usually in bigger size in comparison with others. The way other visual elements were designed with the object of emphasizing the main motifs is another point to achieve balance and harmony, best manifested in the Kashan star-shaped tiles.
Generally, with regard to Ananda Coomaraswamy’s opinions on nature mimesis and its manifestation in the star-shaped tiles from Kashan, we can conclude that observation and perception are the most prominent factors in recognizing the nature for its representation. The normal process of human’s mind in representing natural elements is an intellectual and intuitive one which could not be justified only through mere visual imitation. Meanwhile, mimesis is nothing but the artist’s conscious will in displaying the general truth of existence on the basis of his knowledge of this matter. Such mimesis should undoubtedly be considered as a means of reputation, beauty, attraction and survival for these tiles for centuries.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Kashan Luster-glazed Tiles
  • Natural Elements
  • Mimesis
  • Representation
  • Coomaraswamy
ابن سینا، بوعلی. 1363. المبدأ و المعاد. تصحیح عبدالله نورانی. تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی.
ابن عربی، ابو عبدالله محی‌الدین. 1377. فصوص‌الحکم. به شرح تاج‌الدین حسین خوارزمی. به تحقیق حسن حسن‌زاده آملی. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
اسکیرس، جی. 1374. «کاشی‌سازی». از کتاب هنرهای ایران. تألیف: ر. دبلیو. فریه. ترجمه: پرویز مرزبان. صص 294- 271.  
افلاطون. 1383. جمهور. ترجمه: فؤاد روحانی. چ9. تهران: علمی و فرهنگی.
بویلستون، نیکلاس. 1387. «آناندا کوماراسوامی و تفسیر نمادها». ترجمه: مجتبی صفی‌پور. نشریه پژوهشنامه فرهنگستان هنر. ش9. صص 92- 81.
بهدانی، مجید و احمدپناه، سید ابوتراب. 1400. «بازتاب اندیشه نجومی جامعۀ ایلخانی در نقوش کاشی‌های زرین‌فام کوکبی». پژوهش‌های علوم تاریخی. دوره 13. ش 2. صص 94- 69.
ــــــــــــ . خزایی، محمد. 1399. «بررسی نقوش کاشی‌های زرین‌فام با موضوع صور فلکی در امامزاده جعفر دامغان (با تأکید بر نسخه صورالکواکب قرن هفتم هجری)». نگره. ش56. صص 51- 39. 
بهزادی، رقیه. 1380. «نماد در اساطیر (فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب)». کتاب ماه هنر. ش 35 و 36. ص 52- 56.
پوپ، آرتور و اکرمن، فیلیس. 1387. سیری در هنر ایران ازدوران پیش از تاریخ تا امروز. زیرنظر سیروس پرهام. ج 9. تهران: علمی و فرهنگی.
پورداوود، ابراهیم. 1347. یشت‌ها. ج2. تهران: طهوری.
حسینی، هاشم. 1400. «درآمدی بر شناخت و مفهوم‌شناسی نقوش گیاهی کاشی‌های زرین‌فام هشت‌پر عصر ایلخانی بر پایۀ نمونه‌های موجود در موزه آستانه مقدسه قم». هنرهای زیبا- هنرهای تجسمی. دوره 26. ش3. صص 38- 27.
دادگی، فرنبغ. 1369. بُندَهش. ترجمه مهرداد بهار. تهران: توس.
ذکرگو، امیر حسین. 1378. «تأملی در آراء کوماراسوامی». نشریه فرهنگستان علوم. ش14 و15. صص 76-61.
ــــــــــــــــــ . 1385. «مفهوم فرم و درجات کمال هنری در آراء کوماراسوامی». نشریه خیال. ش18. صص 75-68.
رضابیگی، مریم. 1387. «مقایسه تطبیقی اساطیر ملل مختلف (ایران، چین، ژاپن، یونان، روم، هند، بین‌النهرین). فصلنامه تخصصی ادبیات دانشگاه آزاد مشهد. دوره 5. ش20. صص 175- 155.
زکی، محمدحسین. 1366. تاریخ صنایع ایران. ترجمه: محمدعلی خلیلی. تهران: اقبال.
سامانیان، صمد و پورافضل، الهام. 1396. «تحلیل تطبیقی سفالینه‌های زرین‌فام (سده 6 تا 7 هجری) با نگاره‌های نسخه کلیله و دمنه 707 ه.ق ال اینجو». نگره. ش 44. صص 19- 5.
سلدن، رامان. 1377. «بازنمایی و رئالیسم در ارتباط‌شناسی، سینما و نظریه ادبی». ترجمه منصور براهیمی. مجله فارابی. ش 28. صص 32- 28.
سهروردی، شیخ شهاب‌الدین. 1348. مجموعۀ آثار فارسی شیخ اشراق. تصحیح سید حسین نصر و هانری کربن. تهران: انستیتو ایران و فرانسه.
طالب‌پور، فریده. 1387. «بررسی نقوش کاشی‌های کاخ آباقاخان در تخت سلیمان». نگره. ش8 و 9. صص 29- 19.
فارابی، ابونصر محمد بن محمد. 1364. احصاء العلوم. ترجمه: حسین خدیو جم. تهران: علمی و فرهنگی.
کاربونی، استفانو. ماسویا، توموکو. 1381. کاشی‌های ایرانی. ترجمه: مهناز شایسته‌فر. تهران: مؤسسه مطالعات هنر اسلامی.
کوماراسوامی، آناندا. 1389. هنر و نمادگرایی سنتی. ترجمه صالح طباطبایی. تهران: فرهنگستان هنر. 
کوماراسوامی، آناندا. 1384. استحالۀ هنر در طبیعت. ترجمه: صالح طباطبایی. تهران: فرهنگستان هنر.
کوماراسوامی، آناندا. 1383. «نظریه هنر در آسیا». ترجمه: صالح طباطبایی. خیال. فصلنامه فرهنگستان هنر. ش9. صص 51- 4.
کیانی، محمد یوسف. کریمی، فاطمه. قوچانی، عبدالله. 1362. مقدمه‌ای بر هنر کاشی‌گری ایران. تهران: موزه رضا عباسی.
لشکری، آرش. شریفی‌نیا، اکبر. مهاجر وطن، سمیه. 1393. «بررسی نقوش کاشی‌های زرین‌فام آوه از دورۀ ایلخانیان». نگره. ش 32. صص 53- 39.
نصری، امیر. 1386.«حکمت شرقی: محاکات طبیعت از منظر آناندا کوماراسوامی»، نشریه اشراق، ش4 و5، صص 159- 137.
نیکخواه، هانیه و شیخ مهدی، علی. 1389. «رهیافتی به سیاست‌های فرهنگی ایلخانان در سدل سیزدهم/ هفتم در واکاوی نقوش سفال‌های زرین‌فام ایران». مطالعات هنر اسلامی. ش13. صص 129- 109.
واتسون، اولیور. 1382. سفال زرین‌فام ایرانی. ترجمه: شکوه زارعی. تهران: سروش.
واحد دوست، مهوش. 1378. نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی. تهران: سروش.
هاسپرز، جان. 1377. «تاریخ زیبایی‌شناسی». از کتاب تاریخ و مسائل زیبایی‌شناسی از دایره المعارف فلسفه پل ادواردز. تألیف: جان هاسپرز و مونرو. سی. بردسلی. ترجمه: دکتر سیدمحسن فاطمی. تهران: حوزه هنری.
یاحقی، محمد جعفر. 1375. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی. تهران: سروش.
Carboni, Stefano & Masuya, Tomoko. 1993. Persian Tiles. Metropolitan Museum of Art. New York.
Coomaraswamy, Ananda. K. 1994. Christian And Oriental Philosophy Of Art.  New Delhi.
Coomaraswamy, Ananda. K. 1974. The Transformation of Nature in Art. New Delhi.
Coomaraswamy , Ananda. K. 1977.  “Imitation, Expression and Participation”. in Selected Paper, Vol 1. Edited by Roger Lipsey. Princeton University Press.  PP 276 - 85.
Coomaraswamy, Ananda. K. 2004. The Essential Anand. K. Coomaraswamy. Edited by Rama P. Coomaraswamy. World Wisdom Publisher.
John J, k. 1956. the Teaching of Saint Thomas Aquinas on the Participation of Creatures in Good. Masetrʼs Theses. Paper 1076. Loyola Layola University Chicago.https://ecommons.luc.edu/luc_theses/1076.
porter, venita. 1995. Islamic Tiles. London: British Museum Press