<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه نگره</title>
    <link>https://negareh.shahed.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه نگره</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی عناصر بصری، نمادپردازی و تأثیرات مکتبی در نگاره‌های سلیمان و بلقیس در مکتب شیراز صفوی (شاهنامه مجموعه داود و گالری فریر)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5275.html</link>
      <description>مقدمه: نگاره‌های پیش‌نمایش در شاهنامه‌های مصور مکتب شیراز صفوی، با طراحی دوصفحه‌ای، رنگ‌های زنده و تذهیب‌های دقیق، فراتر از تزیین، نماد اقتدار و مشروعیت حاکمان بودند و صحنه‌های رزم، بزم یا اساطیری را به تصویر می‌کشیدند. این پژوهش دو نگارۀ کمتر شناخته‌شده از سلیمان و بلقیس در شاهنامه‌های مجموعه داود (940-950 ه&amp;amp;zwj;.ق) و گالری فریر (990-1000 ه&amp;amp;zwj;.ق) را بررسی می‌کند و عناصر بصری، نمادپردازی و تأثیرات مکتبی را به‌صورت تطبیقی تحلیل می‌کند. اهداف و سؤال‌ها: هدف این پژوهش، شناسایی اشتراک‌ها و تفاوت‌ها در عناصر بصری، نمادپردازی و تأثیرات مکتبی این نگاره‌هاست. سؤالات پژوهش عبارت‌اند از: 1. خیال‌پردازی هنرمند در بازنمایی سلیمان و بلقیس چگونه از طریق عناصر بصری و نمادین تجلی یافته است؟ 2. وجوه اشتراک و افتراق عناصر بصری این نگاره‌ها چیست؟ 3. نگارگری مکاتب پیشین چگونه بر این نگاره‌ها اثر گذاشته‌ است؟ روش‌ها: روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با رویکرد شمایل‌نگاری و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای است. تحلیل شمایل‌نگاری برای بررسی عناصر بصری و نمادین و تحلیل تطبیقی برای شناسایی شباهت‌ها و تفاوت‌ها به‌کاررفته است. یافته‌ها و نتایج: نتایج نشان می‌دهد نگارۀ مجموعه داود با تخت مجلل، دیوان، حیوانات و معماری مفصل، بر شکوه و قدرت سلیمان تأکید دارد و متأثر از سنت‌های مغولی و تیموری است. در مقابل، نگاره گالری فریر با ترکیب‌بندی متعادل، حضور فرشتگان و طراحی آرام، جنبه معنوی و پیوند دین و حکومت را برجسته می‌کند و ویژگی‌های بومی مکتب شیراز، مانند طبیعت‌گرایی را نشان می‌دهد. بازنمایی بلقیس نیز متفاوت است: در مجموعه داود، محجبه و متفکرانه، نماد تعقل و در گالری فریر، لمیده و بدون حجاب، طبیعت‌گراست. این نگاره‌ها تحولات هنری و فکری صفوی را بازتاب می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی انواع ترکیب‌بندی مبتنی بر مضمون در نگاره‌های خاوران‌نامه</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5274.html</link>
      <description>مقدمه: خاواران&amp;amp;shy;نامه، داستان حماسی و منظوم ابن حسام خوسفی بیرجندی است. این کتاب علاوه بر ارزش ادبی، ازنظر بصری نیز غنی است. فرهاد نقاش شیرازی، نگاره&amp;amp;shy;های این کتاب را در قرن نهم هجری قمری ترسیم کرده است. نگاره‌های خاوران‌نامه سازوکار هندسی مشخصی در ترکیب&amp;amp;shy;بندی و چینش عناصر درون تصویر دارند. شناخت و درک دقیق این ترکیب&amp;amp;shy;ها، با توجه به فقدان شواهد و اسناد تاریخی در توضیح قالب‌بندی نگاره‌ها، نیازمند تحلیل ساختار هندسی و بصری آن‌هاست. اهداف و سؤال‌ها: هدف از این پژوهش کشف الگوهایی ثابت در چینش عناصر بصری است که احتمالاً نگارگر یا نگارگران خاوران&amp;amp;shy;نامه از آن بهره برده‌اند. بنابراین، سؤال‌های اصلی پژوهش عبارت‌اند از: ۱. شیوة ترکیب‌بندی عناصر اصلی در نگاره‌ها چه نسبتی با تناسبات جداول و مضامین داستان دارد؟ ۲. ترکیب&amp;amp;shy;بندی عناصر نگاره‌ها از چه الگویی پیروی می‌کنند؟ روش‌ها: روش پژوهش مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است. در این روش، با بررسی تمام ۱۱۵ نگارة خاوران&amp;amp;shy;نامه و طبقه‌بندی آن&amp;amp;shy;ها، نظام شبکه&amp;amp;shy;بندی متن و تصویر تحلیل شد. یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که نگاره‌های خاوران‌نامه با دو الگوی کلیِ صحنه‌های رزم و آرامش بازنمایی شده‌اند. در صحنه‌های رزم، بیشتر فضا- سه‌چهارم از کل قاب تصویر- به شخصیت اصلی (نماد پیروزی) و یک‌چهارم به دشمنان فشرده‌شده در گوشة قاب (نماد شکست) اختصاص‌یافته است. در صحنه‌های آرامش، برای تأکید بر شخصیت اصلی، یک‌چهارم گوشة قاب به ایشان و سه‌چهارم باقی‌مانده به عناصر فرعی اختصاص داده‌شده است. خطوط عمودی تفکیک‌کنندة مصرع‌ها و محورهای تقارن، نقاط کانونی ترکیب‌بندی را تعیین کرده و هماهنگی ساختاری بین متن و تصویر ایجاد نموده‌اند. همچنین انطباق ابیات مجاور تصویر و فضای نگاره، نقش مکملی این دو در بازتاب روایت را تائید می‌کند. یافته‌ها نشان‌دهندة کاربرد الگوهای ثابت در چینش عناصر بصری و کتابت ابیات است که بازتاب‌دهندة درک هنرمندان از مفاهیم نمادین پیروزی، شکست و مرکزیت گفتمان در روایت‌های تصویر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه‌شناسی پوشش زنان در آثار قرآنی و مذهبی محمود فرشچیان</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5280.html</link>
      <description>مقدمه: هنرهای تجسمی یکی از عرصه‌های بازنمود پوشش زنان به‌مثابه نشانه‌ای فرهنگی است. در نگارگری معاصر ایران، به‌ویژه در آثار محمود فرشچیان، پوشاک زنان نمودی از مفاهیم فرهنگی، دینی و اجتماعی را بازتاب داده است. اهداف و سؤال‌ها: پژوهش حاضر باهدف نشانه‌شناسانة پوشش زنان در چهار نگارة قرآنی و مذهبی فرشچیان، تلاش دارد تا لایه‌های پنهان معنایی در اجزای پوشاک، رنگ‌ها و نمادهای تصویری این آثار را رمزگشایی کند. ازاین‌رو، سؤال‌های این پژوهش عبارت‌اند از: 1. پوشش زنان در نگاره‌های قرآنی و مذهبی محمود فرشچیان واجد کدام ویژگی‌های نمادین و نشانه‌شناسانه است؟ 2. پوشش در نگاره‌های استاد فرشچیان چه نسبتی با ترسیم شخصیت زنان دارد؟ روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و ازلحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی‌است. شیوۀ تجزیه‌وتحلیل داده‌ها کیفی و گردآوری اطلاعات، بر مبنای داده‌های تصویری و متنی، به روش کتابخانه‌ای و با بررسی اسناد، مقالات، کتب و پایان‌نامه‌ها صورت گرفته است. مبنای نظری پژوهش مبتنی بر رویکرد نشانه‌شناسی رولان بارت است که در تحلیل چهار نگارۀ‌ قرآنی و مذهبی-شیعی به‌کاررفته است. یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش بیانگر آن است که در نگاره‌های با مضامین قرآنی، شکل و نقوش لباس بسیار فاخر و متنوع است و بر موقعیت اجتماعی و ویژگی‌های شخصیتی زن تأکید می‌کند و در نگاره‌های با مضامین شیعی، با توجه به شخصیت ترسیم‌شده، پوشش بر پیکر زنان در راستای عنایت به کرامت انسانی آنان، به‌سادگی و آمیخته با ظرافت ترسیم‌شده و با استفاده از برش لباس، طراحی آن و ترسیم نقوش جذاب و سیال روی آن، بر شخصیت معنوی زنان تأکید شده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی و خوانش هشت نقاشی با موضوع &amp;laquo;یوسف و زلیخا&amp;raquo; دورۀ قاجار در حراج بونامز انگلستان</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4771.html</link>
      <description>مقدمه: در این پژوهش، هشت اثر نادر و کامل پیکرنگاری با تأثیر از داستان یوسف و زلیخا در دورۀ قاجار تصویر شده است که متأثر از ویژگی‌های هنر پیکرنگاری درباری در این دوره بوده‌اند، مورد واکاوی بصری قرار می‌گیرند. این مجموعۀ پیوسته، دارای هشت نقاشی کامل از داستان یوسف و زلیخاست که از داستان‌های کلاسیک ادبیات ایرانی بوده و بارها در دوره‌های مختلف توسط هنرمندان مورد بازنمایی و نقاشی شده است. اهداف و سؤال‌ها: اهداف اصلی این پژوهش، مطالعۀ هشت نقاشی یوسف و زلیخا با ویژگی‌های نقاشی پیکرنگاری درباری، به‌صورت مجموعه‌ای کامل و پیوسته در توالی داستان، شناخت هنرمندان این آثار با توجه به نبود امضای مشخص و تحلیل و ویژگی‌های ساختاری و بصری آثار در تطبیق با قرآن و اشعار جامی، شاعر قرن نهم ه.ق.، است. سؤال‌های پژوهش عبارت‌اند از: 1. خوانش نقاشی‌های داستان یوسف و زلیخا دارای چه ویژگی‌های بصری در تطبیق با اشعار ادبی جامی و قرآن است؟ 2. ویژگی‌های بصری و سبک‌شناسی آثار چگونه است؟روش‌ها: روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و بررسی هشت نمونه نقاشی از یوسف و زلیخا انجام‌شده است.یافته‌ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که این نقاشی‌ها با موضوع یوسف و زلیخا، با تأثیرپذیری از سورۀ یوسف در قرآن و اشعار جامی و با بهره‌گیری از ویژگی‌های ساختاری و بصری نقاشی پیکرنگاری درباری دورۀ اول قاجار شکل‌گرفته‌اند. ترکیب‌بندی‌ها پویا و شخصیت محور بوده و با تأکید بر سورۀ حضرت یوسف(ع) تصویر شده‌اند و تلاش بر نمایش داستانی تصویری با موضوعی عاشقانه و تغزلی است. هنرمندان این آثار نامعلوم‌اند، اما احتمال می‌رود محمدحسن، احمد یا شاگردان آن‌ها باشند که با این سبک کار می‌کرده‌اند و از ویژگی‌های نقاشی پیکرنگاری درباری و قوانین تصویری آن شناخت کامل داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جایگاه اسطوره&amp;shy;‌های ایرانی در نقاشی دورۀ قاجار با تأکید بر سیاست&amp;shy;‌گذاری فرهنگی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4779.html</link>
      <description>مقدمه: دورۀ قاجار در تاریخ ایران، دوره&amp;amp;shy;ای پرفراز و نشیب ازلحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. سیاست‌ها و اقدامات فرهنگی حکومت قاجار در دوره‌های مختلف، تحت تأثیر هم‌زمان سنت‌های درباری، نیازهای سیاسی حکومت و جریان‌های تجددخواهانه و ارتباط با غرب قرار داشت. وضعیتی موازی در هنر این دوره نیز در حال شکل&amp;amp;shy;گیری بود. از یک‌سو شیوه&amp;amp;shy;ای غربی در نقاشی ایران در حال ورود بود و در مقابل، نقاشی عامیانۀ مذهبی که در میان مردم رواج داشت. یکی از وظایف اصلی آثار هنری، حفظ و نگه‌داری هویت یک ملت و فرهنگ است. با توجه به شرایط این دوره، مسئله این پژوهش چگونگی حفظ و نگه‌داری هویت ایرانی با تأکید بر اسطوره‌&amp;amp;shy;های ملی و دینی در سیاست&amp;amp;shy;‌گذ‌ار‌ی‌&amp;amp;shy;های حکومتی دورۀ قاجار است.اهداف و سؤال&amp;amp;shy;‌ها: پژوهش حاضر با هدف شناخت بیشتر و عمیق‌&amp;amp;shy;تر سیاست&amp;amp;shy;‌گذاری‌&amp;amp;shy;های فرهنگی دورۀ قاجار و نمود آن در آثار نقاشی، به این پرسش‌&amp;amp;shy;ها پاسخ می&amp;amp;shy;‌دهد: 1. در دورۀ قاجار سیاست‌گذاری فرهنگی بر چه محورهایی استوار بوده است؟ 2. بازنمایی اسطوره&amp;amp;shy;‌ها به‌عنوان نمادی از فرهنگ و هویت ایرانی- اسلامی در نقاشی دورۀ قاجار چه جایگاهی دارند؟روش&amp;amp;shy;‌ها: روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است و گردآوری داده&amp;amp;shy;‌ها به شیوۀ کتابخانه&amp;amp;shy;‌ای و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها به روش کیفی انجام‌شده است. جامعۀ پژوهش شامل آثار نقاشی دورۀ قاجار، پیکرنگاری دربار، نقاشی طبیعت&amp;amp;shy;‌گرایانه و قهوه&amp;amp;shy;‌خانه‌ای بوده و روش نمونه‌&amp;amp;shy;گیری هدفمند است.یافته&amp;amp;shy;ها و نتایج: هنر این دوره را می&amp;amp;shy;توان در سه گفتمان درباری، تجددخواه و سنتی- اسلامی دسته‌بندی کرد. در دو گفتمان درباری و تجددخواه، حکومت و در گفتمان سنتی &amp;amp;ndash;اسلامی، مردم نقش پررنگی در سیاست&amp;amp;shy;گذاری داشتند. اسطوره&amp;amp;shy;ها در دو گفتمان اول به‌صورت محدود و ابزاری برای حکومت بودند و در گفتمان سنتی &amp;amp;ndash; اسلامی، مردم با پیروی از سنت و قوانین وابسته به آن، از اسطوره&amp;amp;shy;ها در جایگاه خود استفاده کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روابط بیش‌متنی میان گلیم صفویه محفوظ در موزۀ لوور با نگاره‌های قرون 8-10 ه.ق</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4793.html</link>
      <description>مقدمه: تولید آثار هنری جدید در ادوار مختلف، با الگوبرداری از شاخصه‌های پایدار فرهنگی و هنری در حوزه‌های مختلف هنر امکان&amp;amp;shy;پذیر است. شناسایی اقتباس‌ها و تمایزها میان حوزه&amp;amp;shy;های مختلف هنر، مبتنی بر یک نگاه علمی قابل&amp;amp;shy;فهم، می&amp;amp;shy;تواند جایگاه متون مرجع و متون اقتباس‌شده از آن‌ها را نسبت به یکدیگر تعیین نماید. با اتکا بر نظریه بیش‌متنیت ژرار ژنت، می&amp;amp;shy;‌توان کیفیت برگرفتگی متون با موقعیت‌&amp;amp;shy;های مکانی و زمانی مختلف نسبت به یکدیگر را ارزیابی کرد. اهداف و سؤال‌ها: هدف مقاله حاضر، شناسایی وجوه بصری گلیم نیمه‌تصویری (قرن یازدهم ه.ق) در تعامل با آثار تصویری مبتنی بر نگارگری&amp;amp;shy;‌ها (قرون 8-10ه.ق) با اتکا به نظریه بیش‌متنیت ژنت است و به این پرسش&amp;amp;shy; پاسخ می&amp;amp;shy;‌دهد: چه روابط بیش‌متنی میان گلیم صفوی و نگاره‌های موردپژوهش وجود دارد؟ روش‌ها: این پژوهش تحلیلی- تطبیقی، مبتنی بر اطلاعات کتابخانه‌ای است. تبیین و طبقه‌بندی یافته‌ها نیز به روش تحلیل مضمون و نمونه‌گیری هدفمند است؛ بیش‌متن (لچک و ترنج گلیم صفویه) و پیش‌متن‌های نُه&amp;amp;shy;‌گانه از نگارگری با مضامین نبرد بهرام گور و رستم با اژدها و دیدار لیلی و مجنون معرفی و مقایسه شدند. یافته‌ها و نتایج: نتیجه آن‌که از شش گونه برگرفتگی مطرح‌شده از سوی ژنت، گونه‌های تراسپوزیسون، تراوستیسمان، پارودی (تراگونگی) و فورژری (همانگونگی) در میان بیش‌متن و پیش‌متن‌ها مشهود است. تراگونگی‌ها عمدتاً در ترنج مرکزی دیده شد و همانگونگی در لچک‌ بیش از ترنج مشهود بود. براین اساس، لچک گلیم متنی است که آشکارا به دیدار عاشقانه لیلی و مجنون اشاره دارد. اما ترنج متنی است که به‌واسطۀ تغییرات اعمال‌شده از سوی طراح، صرفاً به یک پیش‌متن با مضمون مشخص اشاره ندارد. طراح با استفاده از مؤلفۀ سوار جنگجو، اژدها و درآمیختگی آن‌ها، مفهوم تقابل خیر و شر را القا کرده و از شاخصه‌های دو شخصیت اساطیری و پهلوانی ایرانی (بهرام گور و رستم) به‌منظور تأکید بر ساحت ملی‌گرایانه صفویان بهره‌برداری کرده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>جشن بِمای مانوی و بازیابی پنج ویژگی آن در قطعۀ MIK III 4979 (Verso)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4822.html</link>
      <description>مقدمه: مانویت کیشی مملو از مناسک و آیین‌های گوناگون است که به رأی بیشتر پژوهشگران، جشن موسوم به &amp;amp;laquo;بِما&amp;amp;raquo; را می‌توان مشهورترین آن‌ها به شمار آورد. گواه این امر، ذکر عناصر مختلف این مراسم، از جمله نوع پوشش، خوراکی&amp;amp;rlm;‌های موجود و حتی شکل و محل قرارگیری برخی لوازم آن، در منابع گوناگون است. ازاین‌رو، با توجه به اینکه برخی از مهم‌ترین آثار هنریِ به&amp;amp;rlm;‌جامانده از مانویانِ ساکن در نواحیِ غربیِ چین، به‌ویژه در واحۀ تورفان، نیز صحنه‌هایی از این مراسم را به نمایش درآورده‌&amp;amp;rlm;اند، اهمیت بررسی این آثار بیش‌ازپیش آشکار می‌شود.اهداف و سؤال‌ها: این پژوهش باهدف تبیین برخی عناصر و نشانه‌&amp;amp;rlm;های موجود در جشن بِما، ابتدا به شرح و تفسیر پنج ویژگیِ این جشن، یعنی سریر، میز، غذای مقدس، سرودخوانی، و رمزپردازی &amp;amp;rlm;رنگ، در چند قطعه شعر و تصویر مانوی می‌پردازد و سپس قطعۀ MIK III 4979 (verso)، محفوظ در موزۀ هنرهای آسیایی برلین را به‌عنوان نمونۀ مطالعاتی بررسی می‌کند تا به این پرسش پاسخ دهد که بازنمود هریک از این ویژگی‌ها در اثر مذکور به چه‌ صورت و تحت تأثیر چه عواملی است؟ روش‌ها: این پژوهش با رویکردی کیفی و به روش توصیفی - تحلیلی انجام‌شده و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات آن ترکیبی از روش کتابخانه‌ای و مشاهدات عینی و میدانی است. یافته‌ها و نتایج: نتایج این مطالعه نشان می‌دهند که هنر مانوی، علاوه بر پایبندی به اصول ایدئولوژیک کیش خود، به‌طور مشخص از زیباشناسی‌های بومی و محلی نیز بهره برده است. تأثیر هنر بودایی و اویغوری در نمونۀ مذکور، مؤید این امر است. در این زمینه، جشن بِما به‌عنوان آوردگاهی ویژه که بخش اعظمی از مناسک مانوی را به نمایش می‌گذارد، نمونة مطالعاتی مناسبی برای بررسی ابعاد گوناگون فلسفی و زیبایی‌شناختی هنر مانوی به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مشخصه&amp;shy;‌ها&amp;shy;ی پست&amp;shy;‌مدرنیسم در آثار نقاشی‌خط معاصر ایران</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4912.html</link>
      <description>مقدمه: پست‌مدرنیسم، به‌عنوان یک جریان فکری و هنری، تحولات گسترده‌ای را در جهان معاصر به دنبال داشته و بر شناخت و تحلیل هنرهای اخیر تأثیر بسزایی گذاشته است. جنبش نقاشی‌خط در هنر معاصر ایران، با ریشه‌هایی در مکتب سقاخانه، در عین حفظ ویژگی‌های سنتی، با نوآوری هنرمندان دستخوش تحول و تنوع شده است. اهداف و سؤال‌ها: این پژوهش باهدف شناسایی و تحلیل ویژگی‌های پست‌مدرنیسم در آثار نقاشی‌خط هنرمندان معاصر ایران، به بررسی رویکردهای آن‌ها در بازنمایی هویت بومی و ارتباط جریان نقاشی‌خط با سنت و پست‌مدرنیسم می‌پردازد. برای این منظور، سه گروه هدف از میان هنرمندان حوزۀ نقاشی‌خط موردبررسی قرار داده است. سؤال‌های اصلی پژوهش عبارت‌اند از: 1. هنرمندان نقاشی‌خط از چه شیوه‌های خلاقانه‌ای برای بازنمایی هویت بومی در آثار خود بهره گرفته‌اند؟ 2. مشخصه‌های پست‌مدرنیسم در آثار نقاشی‌خط معاصر ایران کدام‌اند؟ روش‌ها: این پژوهش ازنظر هدف، بنیادی- نظری و ازنظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. داده‌ها از طریق مطالعۀ اسنادی و کتابخانه‌ای و مشاهدۀ مستقیم آثار جمع‌آوری شده‌اند. یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تأثیرات پست‌مدرنیسم در آثار منتخب، مشابه سایر حوزه‌های هنری، با حضور جریان‌های کثرت‌گرا و پلورالیسم فرهنگی همراه بوده است. این امر که در پی تأثیرات رسانه‌ای نیز قابل مشاهده است، به رشد هنری متنوع و گاهی آکنده از تناقض منجر شده است. هنرمندان نقاشیخط به شیوه‌ای ظریف، از مؤلفه‌هایی چون شالوده‌شکنی، التقاط، طنز و گفت‌وگو با سنت، جلوه‌ای از پست‌مدرنیسم را در آثار خود ارائه داده و مخاطب را در فرایند خلق و تفسیر اثر مشارکت می‌دهند. بااین‌حال، یک اثر نقاشی‌خط با رویکرد پست‌مدرن لزوماً شامل تمام مؤلفه‌های این جریان نیست و وجود برخی از آن‌ها برای قرار گرفتن اثر در دستۀ آثار پست‌مدرن کفایت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه‌شناختی پوستر فیلم‌های اکران خارجی عباس کیارستمی در دهه ۱۳۷۰ شمسی با تأکید بر رویکرد نشانه‌شناسی پیرس</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5245.html</link>
      <description>مقدمه: طراحی پوستر فیلم‌ها در ایران، از اوایل دهۀ ۱۳۷۰ شمسی، از شیوۀ افراطی دهۀ پیشین، مبتنی بر &amp;amp;laquo;مضمون‌محوری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کارگردان‌سالاری&amp;amp;raquo;، فاصله گرفت و به رویکردهای نوین، به‌عنوان یکی از شاخصه‌های سینمایی، گرایش پیدا کرد. عباس کیارستمی، به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین سینماگران این دوران، علاوه بر کارگردانی، در طراحی پوسترهای سینمایی فیلم‌های خود نیز سبک و زبانی منحصربه‌فرد ارائه داد که فراتر از کارکرد تبلیغاتیِ صرف عمل می‌کند.اهداف و سؤال‌ها: این پژوهش باهدف تحلیل ساختار نشانه‌شناختی پوسترهای فیلم‌های عباس کیارستمی در دهۀ ۱۳۷۰ و بررسی میزان انطباق نشانه‌های بصری و نوشتاری با محتوای فیلم‌ها و کارکرد ارتباطی-تبلیغاتی آن‌ها بر پایۀ الگوی پیرس انجام‌شده است. پرسش‌های اصلی عبارت‌اند از: 1. ویژگی‌های فرم‌شناختی، نوشتاری، رنگی و ترکیب‌بندی این پوسترها از منظر نشانه‌شناسی چیست؟ 2. این نشانه‌ها چگونه در خدمت اهداف ارتباطی و تبلیغی اثر قرار می‌گیرند؟ 3. تا چه اندازه میان عناصر بصری پوسترها و درون‌مایۀ روایی فیلم‌ها با الگوی سه‌گانۀ پیرس انطباق وجود دارد؟روش‌ها: پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام‌شده و اطلاعات آن از طریق روش‌های کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری‌شده است. جامعۀ نمونه شامل چهار پوستر از فیلم‌های برجستۀ عباس کیارستمی در دهۀ ۱۳۷۰ شمسی است که بر مبنای غنای نشانه‌شناختی انتخاب‌شده و با کاربست چارچوب سه‌گانۀ پیرس (نمود، موضوع و تأویل) مورد واکاوی قرار گرفته‌اند.یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها حاکی از آن است که در پوسترهای کیارستمی، تصویر بر نوشتار غلبه دارد و نشانه‌های نمایه‌ای و نمادین نقشی محوری در فرایند معناسازی ایفا می‌کنند. هماهنگی میان ترکیب‌بندی‌های پویا، حروف‌نگاری (تایپوگرافی) مهارشده و رنگ‌های هدفمند با فضای معنایی فیلم‌ها، موجب تقویت پیوند معنایی اثر با مخاطب شده است. همچنین، بهره‌گیری از رویکرد مینیمالیستی و عناصر استعاری، پوسترها را به واسطه‌ای مفهومی و زیبایی‌شناختی برای تعامل عمیق با تماشاگر تبدیل کرده است. درنهایت، ساختار بصری این آثار با اجزای مدل سه‌گانۀ پیرس هم‌پوشانی بالایی داشته و نقشی اساسی در بازنمایی مضامین فلسفی سینمای کیارستمی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ شمایل‌نگارانۀ دیوارنگارۀ ضلع شمالی سردر بازار قیصریۀ اصفهان</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5297.html</link>
      <description>مقدمه: در مدخل بازار قیصریه، در قسمت سردر، گنجینه&amp;amp;shy;ای نفیس از هنرهای تزیینی وابسته به معماری که انتقال&amp;amp;shy;‌دهندۀ فرهنگ پیشینیان است و دارای اعتبار و ارزشی ویژه است، قرار دارد. این گنجینه شامل دیوارنگاره‌هایی بر سه جبهۀ شمالی، غربی و شرقی از دورۀ سلطنت شاه‌عباس اول است. این دیوارنگاره&amp;amp;shy;ها بازتاب‌دهندۀ وقایع تاریخی بوده و یکی از بهترین اسناد موجود هستند. مطالعۀ دیوارنگارۀ جبهه شمالی، به لحاظ شکل ساختار بصری، ارزش‌های نمادین نهفته در آن&amp;amp;shy;، به جهت جایگاه این اثر، حائز اهمیت است. رویکرد مطالعاتی شمایل‌&amp;amp;shy;نگاری برای درک عمیق اثر هنری، به بیان ساده توسط پانوفسکی مطرح‌شده است. مطالعۀ آثار هنری به روش شمایل‌نگاری در دو مرحلۀ توصیف پیشا‌شمایل‌نگارانه و تحلیل شمایل‌نگارانه انجام می‌گیرد. اهداف و سؤال‌ها: هدف این پژوهش مطالعۀ شمایل‌نگارانۀ دیوارنگارۀ جبهۀ شمالی سردر بازار قیصریۀ اصفهان به روش پانوفسکی است. این پژوهش در پاسخ به این دو سؤال اساسی انجام‌یافته است: 1. بر اساس توصیف پیشاشمایل‌نگارانه، دیوارنگارۀ &amp;amp;shy;ضلع شمالی سردر بازار قیصریۀ اصفهان واجد چه ویژگی‌ها و عناصر بصری است؟ 2. تحلیل شمایل‌نگارانۀ این نقوش و عناصر بصری، در راستای شناسایی شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن دوره، چه مضامینی ارائه می‌کند؟روش‌ها: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده‌ و شیوۀ جمع‌آوری داده‌ها، بخشی به‌صورت کتابخانه‌ای و بخشی به‌صورت میدانی است و نمونه‌گیری به روش انتخاب موردی انجام‌شده است. از روش کیفی به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها بهره برده‌ شده است. یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که دیوارنگارۀ ضلع شمالی سردر بازار قیصریۀ اصفهان بازتاب&amp;amp;shy;دهندۀ وقایع جنگ شاه‌عباس با ازبکان در منطقۀ خراسان و پیروزی بر آن‌هاست. ازبکان از گذشته نسبت به صفویان و شیعیان کینه داشته و قصد براندازی شیعیان را داشتند. بنابراین خراسان برای شیعیان مهم بوده، پیروزی بر ازبکان و بازپس&amp;amp;shy;گیری خراسان، اشاره به قدرت و حقانیت مذهب شیعه دارد. پیروزی شیعیان در خراسان نشان از صلابت و قدرت حکومت و تلاش برای حفظ مذهب شیعه است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معنایی مقرنس ایرانی بر اساس مبانی اشراقی حکمت سهروردی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5276.html</link>
      <description>مقدمه: تزیینات معماری اسلامی حاوی معانی و نمادهایی است که هنرمند تلاش کرده است از طریق تولید این‌گونه آمودها، اندیشه‌های زمانه و یا خواست نهادهای متولی ابنیه را برآورده سازد. در این دیدگاه، هنرمند با تکیه بر آموزه‌های عرفانی یا حکمی، نمادها را در قالب&amp;amp;shy;‌های مادی و با استفاده از ابزارهایی مانند هندسه، رنگ، سلسله‌مراتب بیان، نگاره و ... به نمایش می‌گذارد. حکمت اشراقی، با توجه ویژه به معانی و نمادهای نور، دریچه‌&amp;amp;shy;ای برای بازنمود نور در معماری گشود؛ به‌گونه‌ای که می&amp;amp;shy;‌توان بروز آن را در نحوۀ به&amp;amp;shy;‌کارگیری نور و هندسه و نیز برخی نقوش برگرفته از آیات الهی، مانند مشکات و زجاجه، مشاهده کرد. اهداف و سؤال‌ها: هدف این پژوهش، بررسی مقرنس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تزیینات ساختاری معماری پس از اسلام و شناسایی برخی نمادهای آن از دیدگاه حکمت سهروردی است. این پژوهش در پی پاسخ‌گویی به این سؤال است که ترتیب و شکل آلات به‌کاررفته در مقرنس به چه مفاهیمی از حکمت سهروردی اشاره دارد؟ روش‌ها: روش پژوهش در این مقاله، ترکیبی از تحلیل و شبیه‌&amp;amp;shy;سازی، تحلیل شکلی و هندسی، بررسی نمونه موردی و مقایسۀ تطبیقی میان اندیشه و اثر است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مشاهده میدانی و داده‌&amp;amp;shy;های کتابخانه‌&amp;amp;shy;ای و اسنادی به‌دست‌آمده است. یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می&amp;amp;shy;دهد که مقرنس معانی فراتر از کاربندی در خود داشته و افزون بر مقدمات مفهومی نور در اندیشه سهروردی، ازجمله اشاره به نورالانوار و تجلی&amp;amp;shy;های نورانی، به نماد معنایی نبی و واسطه فیض نیز اشاره دارد. به عبارتی شمسه کوچک نماد انسان کامل و آلت هندسی کوچکِ میان شمسه اصلی و شمسه کوچک‌تر، قوس نزول، معنا و وحی را نشان می&amp;amp;shy;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقاشی دیواری خانه مودّت یزد بر اساس خوانش روابط بینامتنی و بیش متنی ژرار ژنت</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4821.html</link>
      <description>مقدمه: داستان معراج پیامبر(ص) در طول تاریخ اسلامی همواره موردتوجه هنرمندان قرار داشته و در آثار گوناگونی بازنمایی شده است. یکی از نمونه‌های برجسته، نقاشی دیواری معراج پیامبر(ص)، اثر فرخ‌خان، هنرمند دورة قاجار، در خانۀ مودّت یزد (خانقاه نعمت‌اللهی) است. این پژوهش با تکیه بر نظریة ترامتنیت ژرار ژنت، به بررسی چگونگی تأثیرپذیری و روابط بینامتنی این اثر با متون و تصاویر پیشین می‌پردازد. نظریة ترامتنیت چارچوبی برای تحلیل ارتباطات، اقتباس‌ها و حضور متون گذشته در خلق آثار جدید فراهم می‌آورد. اهداف و سؤال‌ها: هدف اصلی پژوهش، شناسایی تأثیرات، برگرفتگی‌ها و الهامات فرخ‌خان در خلق این اثر است. این پژوهش می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که نقاشی دیواری معراج در خانۀ مودّت یزد چگونه و تا چه اندازه تحت تأثیر نمونه‌های پیشین و زمینه‌های تصویری عصر قاجار قرارگرفته و از طریق بهره‌گیری از عناصر تصویری و نشانه‌ها، چه معانی و مفاهیمی را منتقل می‌کند؟ روش‌ها: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی است. یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد که این اثر در ترکیب و چیدمان عناصر تصویری، شباهت‌ها و تفاوت‌های قابل‌توجهی با نگاره‌های معراج پیامبر(ص) در دوره‌های مختلف دارد. همچنین، برخی روابط بینامتنی آن به دوران صفویه و پیش از آن بازمی‌گردد و درعین‌حال، با دیگر خانه‌های قاجاری یزد نیز در پیوند است. پیش‌متن‌های چاپ سنگی قاجار نقشی پررنگ در شکل‌گیری اثر داشته‌اند و فرخ‌خان با بهره‌گیری خلاقانه از آن‌ها، اثری متمایز خلق کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه نقوش هندسی و مفاهیم آن‌ها در نسخه مصور سه مثنوی خواجوی کرمانی (کتابخانه بریتانیا، add. 18113)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_3177.html</link>
      <description>بنابر نظریه تجلی در دین اسلام، امر مطلق خود را با واسطه اظهار می‌کند و این واسطه‌ها در هنر و زیبایی، مفهوم نماد به خود می‌گیرند و از زبان رمز برای بیان مفاهیم و ماهیت باطنی خود استفاده می‌کنند. هنر اسلامی برای تجلی صور مثالی در هنر، قالب هندسه که خود سنخیتی ذاتی با صور مثالی دارد، را برگزیده است و نقوش هندسی در نگارگری ایرانی می‌تواند یکی از نمونه‌های بهره‌گیری از هندسه در بازنمایی عالم مثال باشد. نسخه سه مثنوی خواجوی کرمانی(همای و همایون، کمال‌نامه و روضه‌الانوار)، کتابخانه بریتانیا add.18113 در سنت نقاشی ایرانی-اسلامی از وجوه مختلف از جمله نقوش هندسی به‌کار رفته در نگاره‌ها، به‌عنوان الگو و سرخطی تا اواخر قرن دهم هجری دانسته می‌شود؛ لذا تحقیق و بررسی در این زمینه اهمیت می‌یابد. ازاین‌رو هدف از این مقاله معرفی و شناخت الگوهای هندسی موجود در این نسخه و تحلیل مفاهیم عددی آن‌ها براساس نظریه تجلی است. سؤالات عبارتند از: 1. نقوش هندسی به‌کار رفته در نسخه مصور سه مثنوی، چه ویژگی‌های ساختاری دارند؟؛ 2. براساس نظریه تجلی در هنرهای ایرانی-اسلامی، چه تحلیل‌های مضمونی می‌توان برای نقوش هندسی این نسخه ارائه کرد؟. این پژوهش از نوع توسعه‌ای و به‌شیوه توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی(کتابخانه‌ای) با استفاده از ابزار فیش است و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی است.دوازده نقش هندسی در نسخه سه مثنوی به‌کار رفته است که به‌ترتیب برمبنای اعداد 8، 6 و 4 ترسیم شده‌اند و تأکید بر این اعداد خاص به‌منظور بیان مضامین و مفاهیم آن‌ها بوده است. در اندیشه اسلامی عدد هشت با عالم مثال در ارتباط است و رمز گذر از عالم محسوس به عالم معقول است. عدد چهار نماد زمین و عالم ملک است. عدد شش یادآور شش روز خلقت است و در عالم کبیر متناظر با جسم و در عالم صغیر معادل شش قوّه حرکت است و عدد کمال و رمز آسمان در نظر گرفته می‌شود. با توجه به نظام هفت رنگ در رنگ‌شناسی سنتی، رنگ غالب نقوش هندسی این نسخه آبی است که نشان از نیک‌خواهی، احسان و نفس امّاره است و غالباً در جوار رنگ مکملش، نخودی، قرار گرفته است. همچنین بنا بر تطابق ذاتی ایده و قالب در تمدن اسلامی، اکثر نقوش شش ضلعی که رمز آسمان در نظر گرفته می‌شوند، با رنگ آبی رنگ‌آمیزی شده‌اند و در نهایت منجر به وحدت معنا و قالب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تحلیلی و تطبیقی نقوش بز در سنگ نگاره های منطقه "شترسنگ" خراسان رضوی با نقوش مشابه در فلات ایران</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_3261.html</link>
      <description>سنگ نگارهها در ایران دارای پراکندگیهای گستردهای است که با نمونههای کشف شده در سایر نقاط دنیا دارای شباهتها و تفاوتهای ظاهری و مفهومی قابل توجهی است. نقوش صخرهای موجود در منطقه"شتر سنگ"، یکی از هزاران نمونه سنگنگارههایی است که در خراسان شکل گرفتهاند، بیانگر زندگی مبتنی بر پایه دامداری و شکارگری انسان عصر پارینه سنگی است. نقوش بر جای مانده در این صخره ها مانند سایر سنگ نگاره‌های مناطق مختلف در برگیرنده نقوش جانورسان و نقوش انسان‌نما است که در بین نقوش موجود بیشترین نقش را نقش بزکوهی به خود اختصاص داده ‌است. در بین نقوش موجود در سایت "شترسنگ" برخلاف پراکندگی های متنوع نقوش صخره ای در سایر نقاط ایران، نقوش گیاهی، سمبلیک و انتزاعی بندرت مشاهده می‌شود. در بین نقوش جانورسان، نقش بزکوهی به عنوان یکی از مهمترین حیوانات در تداوم زندگی بشر حاکی از اهمیت فراوان این موجود است که در نقوش صخره‌ای منطقه "شتر سنگ"به وفور مشاهده می‌شود. نقش بز، نماد آب، ماه، آبادانی، فراونی، حاصلخیزی و نماد زندگی است. هدف این پژوهش، معرفی و شناخت سنگ‌ نگاره‌های منطقه "شترسنگ" با تاکید بر نقش بزکوهی و وجود شباهتها و تفاوتهای شاخص نقوش این منطقه در قیاس با نقوش متنوع سایر مناطق کشور است که تاکنون مورد پژوهش و مطالعه جدی پژوهشگران قرار نگرفته‌ است. این پژوهش در پی پاسخ دادن به این سوالات است: 1. نقوش بزکوهی در سنگ نگاره‌های منطقه شترسنگ درارای چه ویژگیهایی است؟ 2. بین ساختار طراحی، اجرا و تنوع نقوش بزکوهی در منطقه مورد مطالعه این پژوهش چه شباهت ها و تفاوتهای شاخصی با سایر نقوش سنگ نگاره های ایران، وجود دارد؟ جستار پیش رو به صورت توصیفی تحلیلی و با استفاده از ابزار جمع‌آوری اطلاعات بصورت کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده‌است. با توجه به ریخت شناسی سنگ‌نگاره‌ها و اسناد و مدارک موجود در ارتباط با نقش بز تقریباً درتمامی مراکز فرهنگی دوران پیش ازتاریخ در ایران، می‌توان به این نکته اشاره کرد که نقش بزکوهی در محوطه "شتر سنگ" نیز، اغلب به صورت استیلیزه و خلاصه شده بدون اشاره به هیچ گونه تزئیناتی با استفاده از خطوط افقی برای طراحی بدن و چند خط مورب برای طراحی پاها، ترسیم شده‌است. همچنین، بزهای حک شده درمحوطه مورد پژوهش مانند اغلب نقوش سنگ نگاره های سایر نقاط ایران؛ به صورت نیمرخ با یک شاخ و یا دو شاخ با منحنی های کوتاه و یا بسیار بلند با عدم تناسب نسبت به بدن جانور، طراحی شده‌است. بزهای نیمرخ اغلب با دو پا طراحی شده‌اند و در مواردی نیز بزهایی با طراحی سه و چهار پا نیز مصور شده‌است. بین بزهای مناطق مختلف ایران، به جهت ریخت شناسی یا فرم و نیز محتوی و معنا یکسانی وجود دارد و شیوه حکاکی اغلب سنگ‌نگاره های ایران و نیز منطقه"شترسنگ"، به شیوه پتروگلیف است. باستان‌شناسان با گاه‌نگاری نسبی و تقریبی حکاکی و ترسیم سنگ نگاره‌ها در منطقه "شترسنگ" را به پارینه سنگی نسبت داده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب آرای انتقادی جلال آل‌احمد در گرافیک دو ماهنامۀ حزب زحمت‌کشان ملت ایران-نیروی سوم در دهۀ 1330 شمسی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4798.html</link>
      <description>آل‌احمد در دهۀ 1330 از اعضای کلیدی «حزب زحمتکشان ملت ایران- نیروی‌سوم» و از مشوقین اصلی خلیل ملکی در رهبری این حزب بود. آل‌احمد در تولیدات مطبوعاتی این حزب نقشی کلیدی داشت به‌نحوی که می‌توان همسویی آشکاری را میان محتوای نوشتاری-دیداری ماهنامه‌های حزب -به‌نام‌های «علم‌ و‌ زندگی» و «نبرد‌ زندگی»- با اندیشه‌های جلال بازیافت. هدف از این پژوهش، بازتاب آرای انتقادی آل‌احمد در گرافیک این ماهنامه‌ها است. نشریاتی که از مهمترین آثار مطبوعاتی جامعۀ روشنفکری زمانۀ خود محسوب می‌شدند و آل‌احمد و ملکی سکان‌دار آن بودند. این مقاله در پی پاسخ به دو سوال است: کدام آرای انتقادی آل‌احمد در گرافیک انتشاراتی ماهنامه‌های حزب نیروی‌سوم نمود یافته است؟ این آراء چگونه در وجوه بصری نشریات مورد پژوهش بازتاب یافته است؟&#13;
روش تحقیق این پژوهش از نظر نوع کیفی، از نظر هدف بنیادی و از لحاظ ماهیت و رویکرد، توصیفی-تحلیلی است. نگارنده از خلال واکاوی اسناد کتابخانه‌ای و مطالعۀ جامعۀ آماری (مقالات آل‌احمد و 32 شماره از ماهنامه‌های نیروی‌سوم) و گزینش هدفمند 74 قاب از گرافیک نشریات این حزب (1331-1340) و مشاهده و استخراج مؤلفه‌های تولیدی-گرافیکی آن، به تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی جمع‌آوری‌شده -بر اساس روش استقرای علمی- می‌پردازد تا درنهایت با مقایسۀ داده‌های تصویری (گرافیک نشریات) و نوشتاری (آرای آل‌احمد) بتواند به سوال مقاله پاسخ دهد. از نتایج این پژوهش، می‌توان به شش شاخصه از آرای جلال اشاره کرد که در گرافیک ماهنامه‌های حزب نیروی سوم بازتاب یافته‌اند: «رویکرد صرفه‌جویانه و تناسب اقتصاد و کارکرد»، «بومی‌گرایی»، «تجددگرایی متکی بر فرهنگ و سنت ایرانی»،  «بیان‌مندی»، «تعهد اجتماعی» و «واقع‌نمایی تاریخی-اجتماعی».</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رویکردهای ساختاری و محتوایی در آثارنقاشان زن نوگرای ایران بر اساس نظریه یومن ویتنی (مطالعه موردی 1320تا 1350)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4800.html</link>
      <description>مطالعه درباره زنان نقاش و جایگاه آنها در جامعه مستلزم نگاهی ساختاری و کلی به یک دوره تاریخی است . با گذشت زمان، حضور زنان در هنر معاصر ایران پررنگ‌تر شده و آنان توانسته‌اند با بیانی قدرتمندتر، هنر نوگرا را شکل دهند. جامعه ،فرهنگ و باورهای ذهنی ،قلبی قادرند تأثیر های عمیقی در زمینه هنر ورزی و ژرف اندیشی ایجاد کنند پژوهش به بررسی رویکردهای ساختاری و محتوایی در آثار نقاشان زن نوگرای ایران (بین سال‌های 1320 تا 1350) بر اساس نظریه یومن ویتنی می‌پردازدهدف اصلی این تحقیق بررسی رویکردهای ساختاری و محتوایی در آثار نقاشان زن نوگرای نسل اول ایران با تأکید بر مؤلفه‌های زنانه و جایگاه هویتی هنرمندان زن در بستر هنر معاصر ایران است. سوال اصلی این پژوهش این است که رویکردهای ساختاری و محتوایی نقاشان زن نوگرای ایران دارای چه مولفه ای بوده است؟پرداختن به چگونگی استفاده از فرم ،شکل و ترکیب بندی و زیبایی شناسی در نقاشیهای مدرن 2از یک طرف و وجه زنانگی و نگرشهای فمنیستی از سوی دیگر در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است . این پژوهش با رویکردی توصیفی و تحلیلی تدوین شده است .یافته های این پژوهش نشان می‌دهد که نقاشان زن نسل اول نوگرا، تحولی مهم در نقاشی معاصر ایران ایجاد کرده‌اند. آنان با ترکیب تکنیک‌های مدرن غربی و عناصر بصری سنتی ایرانی، سبکی منحصربه‌فرد خلق کرده‌اند که ضمن حفظ هویت ایرانی، نگاه مدرن را بازتاب می‌دهد. همچنین، از نظر بیان هویت زنانه، تقارن، انسجام، شفافیت و تأکید بر درونیات کاملاً مشهود است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ریشه‌های اساطیری"اژدر-مار سرچشمه" در آب‌نماهای نگاره‌های نسخه شاهنامه طهماسبی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4880.html</link>
      <description>نگاره‌های نسخه شاهنامه طهماسبی، از برجسته‌ترین آثار هنری ایرانی هستند که میان اسطوره و هنر تصویری پیوند برقرار می‌کنند. این نسخه، از نظر تاریخی نیز حائز اهمیت است، زیرا اطلاعاتی درباره فرهنگ، هنر و باورهای مردم دوره صفویه به‌دست می‌دهد. در این نگاره‌ها، تصاویری از "اژدها-مار" در طراحی فواره‌های آبنما به تصویر کشیده شده‌اند که به‌عنوان نمادهایی فرهنگی اهمیت دارند. پژوهش حاضر با انتخاب 7 نمونه فواره اژدر-مار و هدف کشف رابطه میان طراحی هنری فواره‌ها و مفاهیم اسطوره‌ای مرتبط با اژدها-مار و آب در ادبیات و هنر ایرانی انجام شده‌است. پرسش این پژوهش چنین مطرح می‌شود: بازنمایی اسطوره "اژدها-مار" در ساختار و طراحی فواره‌های آبنمای نگاره‌های شاهنامه طهماسبی چه پیام‌هایی دارد؟ این جستار از نظر هدف، به روش بنیادین و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. داده‌های پژوهش، از منابع اسنادی و تحلیل آن‌ها با روش کیفی و رویکرد اسطوره‌شناسی صورت گرفته‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در اسطوره‌های ایرانی، مار به‌عنوان نگهبان گنج‌ها، چشمه‌های آب یا درختان مقدس شناخته می‌شود. در نگاره‌های شاهنامه طهماسبی، اژدها-مار به‌عنوان نمادی از قدرت در کنار آب، به تصویر کشیده شده و اسطوره‌های ایران باستان و شرایط اجتماعی و فرهنگی دوران صفوی از طریق طراحی‌های نمادین و با الهام از نمونه‌های واقعی فواره‌ها و تکنیک‌های معماری زمان خود به مخاطب منتقل می‌شود. به‌ویژه طراحی فواره‌هایی که در آنها سر اژدها به‌عنوان نماد محافظت از منابع حیاتی و حیات به‌کار رفته و می‌تواند نمادی از ارتباط میان قدرت پادشاهی و توانایی‌های حکومتی برای حفظ ثبات و زندگی در کشور باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تطبیق تصویرسازی داستان قربانی‌کردن اسماعیل(ع) در قرآن و داستان ایفی‌ژنی در ایلیاد</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4881.html</link>
      <description>داستان قربانی‌کردن فرزند در متن قرآن کریم در داستان قربانی‌کردن حضرت اسماعیل(ع) و در روایت‌های اسطوره‌ای یونان در ایلیاد هومر، داستان فرزندکشی آگاممنون پادشاه یونانی نقل شده‌است. این داستان‌ها در کنار متون روایی، تصویرپردازی نیز شده‌اند. اهمیت روایت‌های قربانی&amp;amp;lrm;کردن اسماعیل(ع) و قربانی‌کردن ایفی‌ژنی، برای شناخت تفاوت‌های بنیادین نگاه دینی و اسطوره‌ای در شکل‌گیری روایت‌هایی مشابه، ضرورت انجام پژوهش را تشکیل می‌دهد. اهداف پژوهش شامل شناخت تأثیرات رویکردهای قرآنی و اسطوره‌ای بر تصویرسازی قربانی‌کردن فرزند در دو داستان قرآنی قربانی‌کردن حضرت اسماعیل(ع) و اسطورۀ یونانی ایفی‌ژنی است. پرسش‌ عبارت است از: رویکرد قرآنی و رویکرد اسطوره‌ای، چگونه در بازنمایی تصویری داستان قرآنی قربانی‌کردن حضرت اسماعیل(ع) و اسطوره یونانی ایفی‌ژنی نمود یافته‌است؟ در پژوهش، اطلاعات کتابخانه‌ای و تصویری به شیوۀ‌ توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی بررسی شده و نمونه‌ها شامل 10 نگاره از داستان قربانی‌کردن حضرت اسماعیل(ع) و 9 نقاشی از اسطورۀ قربانی‌شدن ایفی‌ژنی است. نتایج نشان می‌دهد در روایت قرآنی قربانی‌کردن فرزند، دستوری الهی برای آزمون ایمان حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) است؛ درحالی‌که در روایت اسطوره‌ای یونانی آگاممنون به دلیل تعدی به درگاه خدایان، توسط آرتمیس خدای‌بانوی یونانی مورد مجازات قرار می‌گیرد و مجبور به قربانی‌کردن دخترش ایفی‌ژنی می‌شود. در محتوای داستان قرآنی، نوع برخورد شخصیت‌ها همراه با ایمان، آرامش، رضایتمندی و تسلیم حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) است؛ درحالی‌که آگاممنون و همسرش و خود ایفی‌ژنی ابتدا در مقابل دستور آرتمیس سرباز می‌زنند و در نهایت مجبور به پذیرش حکم خدای‌بانو می‌شوند و این دو نوع رویکرد مختلف در تصویرسازی نگاره‌ها نیز مشاهده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ ویژگی‌ها و کنش ابرقهرمان با پهلوان در انیمیشن‌ و شاهنامه</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4908.html</link>
      <description>جذابیت بالای شخصیت‌های ابرقهرمانی داستان‌نما در بین مخاطبان، موجب تولید آثار ابرقهرمانی مختلف انیمیشن و سینمایی شده‌ است. همچنین شخصیت پهلوان، نمایانگر هویت ملّی و ایرانی بوده و محبوبیت ویژه‌ای در آثار کهن فارسی دارد. پیشینۀ مشترک ابرقهرمان و پهلوان در اساطیر و اشعار حماسی زمینه‌ساز شباهت آنها است. هدف پژوهش، بررسی همه جانبۀ خصوصیات، ویژگی‌ها و کنش‌های پهلوان با ابرقهرمان است. با وجود محبوبیت ابرقهرمانان و وجوه تشابه آنها با پهلوانان حماسی ایرانی، پرسش پژوهش این است که این دو نوع شخصیت چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در تعریف، ماهیت، ویژگی‌ها و کنشگری دارند؟ روش پژوهش حاضر به روش کیفی با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به مقایسۀ ماهیت این دو شخصیت پرداخته تا ویژگی‌های مختلف آنها را تبیین کند. در جهت کشف ویژگی‌ها، از داستان‌نما و انیمیشن‌های گونۀ ابرقهرمانی و شاهنامۀ فردوسی به عنوان الگویی معتبر استفاده ‌می‌شود. یافته‌های پژوهش شباهت پهلوان و ابرقهرمان را در ویژگی‌های باطنی و عوامل ماهیتی مأموریت، قدرت، هویت نشان می‌دهد اما تفاوت در نوع نگرش، نقش و مسئولیت‌پذیری در جامعه، موجب اختلاف زیادی در جهان‌بینی و گسترۀ کنشگریشان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب‌ واقعیت‌های اجتماعی در نگارگری ایران (مطالعه موردی نگاره لیلی و مجنون در مکتبخانه اثر شیخ زاده)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4951.html</link>
      <description>بازتاب‌ واقعیت‌های اجتماعی در نگارگری ایران(مطالعه موردی نگاره لیلی و مجنون در مکتبخانه اثر شیخ زاده) چکیده: همگامی دیرپای نگارگری با ادبیات فارسی موجب شده که غالباً این هنر فاخر ذیل کتاب‌آرایی و وابسته به متن ادبی به شمار آید. در حالی که برخی پژوهش‌های نو مایه، نگارگری را دارای ارزش‌های ذاتی و مستقل می‌دانند که از جمله آنها توانایی ثبت واقعیت‌های اجتماعی است. در پیوند با این باور، هدف این مقاله اثبات این مدعاست که نگاره‌ها نه تنها انعکاس‌دهنده واقعیت‌های عصر خویش، بلکه مرتفع‌کننده کاستی‌های متون ادبی و مکمل منابع تاریخی هستند. به همین منظور نگاره‌ای شاخص با عنوان &amp;amp;laquo;لیلی و مجنون در مکتبخانه&amp;amp;raquo; از خمسه نظامی مورخ 931 ه‌ق اثر شیخ‌زاده انتخاب و مختصات آن از منظر واقعیت‌های اجتماعی مورد واکاوی قرار می‌گیرد. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش‌هاست: وابستگی نگارگر به متن ادبی تا چه پایه است؟ تجربه زیسته نگارگر چه نقشی در عملکرد او دارد؟ شاعر و نگارگر هرکدام چه نسبتی با واقعیت‌های اجتماعی دارند و کدام یک در ثبت واقعیت‌ها تواناترند؟ روش تحقیق در این مقاله توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است و جمع‌آوری اطلاعات بخشی به روش کتابخانه‌ای و قسمتی نیز به شیوه‌ مشاهده و تفسیر تصویر بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نگارگر به هنگام خلق اثر هنری وابستگی چندانی به متن نداشته و چون جوهر این هنر با واقعیت‌های عینی و عناصر ملموس از جمله اندازه و مقیاس و رنگ و فرم سرو کار دارد در ثبت و توصیف واقعیت‌ها تواناتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش عنصر خیال در تجسم پذیری و باز آفرینی معانی عکس‌های مهرداد افسری از منظر ملاصدرا</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_4997.html</link>
      <description>در نگاه اول، عکس‌های مهرداد افسری بازنمایی عینی طبیعت است. اما با بررسی شیوه بیان عکاسانه و بهره‌گیری از تکنیک‌های عکاسی، نگاه منحصربه‌فرد او آشکار می‌شود. تاکنون منتقدان، آثار عکاسان را با روند جریان عکاسی معاصر جهان و نظریه‌پردازان غربی مورد نقد قرار داده‌اند. هدف از این پژوهش شناسایی مولفه‌های خیال در آثار مهرداد افسری از نظر ملاصدرا فیلسوف ایرانی اسلامی است. نگارندگان به این پرسش پاسخ می‌گویند که چگونه از طریق عنصر خیال تجسم‌پذیری و بازآفرینی معانی در عکس‌ها امکان‌پذیر است؟ پژوهش حاضر از منظر هدف بنیادین است و بر پایه نظریات ملاصدرا تدوین می‌شود و بر مبنای روش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری برگرفته از سه مجموعه عکس‌ مهرداد افسری است. نتایج حاصل نشان می‌دهد که عکاس با آشنایی‌زدایی مفاهیم به ثبت تصاویر می‌پردازد . ملاصدرا هنر را از لحاظ معنایی و تأثیرگذاری، صنایع لطیفه می‌نامد و آن را از بعد تخنه‌ای آن با عنوان صنایع دقیقه جدا می‌کند. عکاس از طریق حواس ظاهری و باطنی به دنبال مابه ازای مفاهیمی که در پرده خیالش نقش بسته، دست به انتخاب یک قاب می‌زند و به معانی درونی از طریق صورتهای بیرون ، تجسم می‌بخشد. از دید ملاصدرا ظاهر نشانه باطن است؛ یعنی برای خوانش عکس‌ها از نشانه‌های تصویر وارد ابعاد معنایی می‌شویم که در لایه‌های متفاوت پنهان است. طلیعه نقد و خوانش عکس‌ها از همین قاعده به وجود می‌آید. عکاس می‌تواند در پهنه خیال خود از عناصر تمثیلی برای انتقال معنا در عکس استفاده کند و همچنین خوانش اثر برای مخاطب از طریق واسطه معنایی قابل درک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه‌شناختی نقش‌مایه پنجره در نقاشی‌های پری یوش گنجی از منظر رولان بارت</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5001.html</link>
      <description>مقدمه: نقش‌مایه‌ی &amp;amp;laquo;پنجره&amp;amp;raquo; در نقاشی‌های پری‌یوش گنجی علاوه بر سامان‌دهی ساختار بصری (کادر، ترکیب‌بندی و جهت‌دهی) حامل دلالت‌های فرهنگی، تاریخی و عاطفی چندوجهی است که تاکنون به‌طور منسجم و نشانه‌شناختی، در پیوند با تحولات سبکی و مفهومی، در چهار دوره‌ی رنگی آثار او بررسی نشده است. اهداف و سؤال‌ها: هدف کلی پژوهش تبیین جایگاه نشانه‌ای پنجره در ساختار بصری و معناشناختی آثار گنجی و کشف سازوکارهای تحول آن در چهار دوره‌ی رنگی است. اهداف: (۱) شناسایی کارکردهای فرمی و بصری پنجره و ارتباط آن با عناصر همراه؛ (۲) تحلیل دلالت‌های آشکار و ضمنی پنجره در بافت فرهنگی&amp;amp;ndash;اجتماعی ایران. پرسش‌های محوری: ۱) کارکردهای ساختاری و بصری پنجره چیست و چگونه در چهار دوره‌ی رنگی تحول می‌یابد؟ ۲) دلالت‌های آشکار و ضمنی پنجره کدام‌اند و چگونه از طریق تعامل با عناصر نقاشی پیوندهای فرهنگی&amp;amp;ndash;تاریخی تولید می‌شوند؟ روش‌ها: پژوهش کیفی، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و مصداقی است؛ بدنه‌ی داده‌ها شامل هشت اثر منتخب نماینده‌ی چهار دوره‌ی رنگی و مراجع تکمیلی (کاتالوگ‌ها، نقدها، مصاحبه‌ها) می‌باشد. روش‌ تحلیل مبتنی بر ثبت نظام‌مند ویژگی‌های بصری، کدگذاری تماتیک و مقایسه‌ی تطبیقی میان دوره‌ها و با چارچوب نظری تلفیقی سوسور (دال/مدلول) و رولان بارت (دلالت صریح/ضمنی/اسطوره) است. یافته‌ها و نتایج: تحلیل نشان داد پنجره نقش فرمی و معناشناختی دارد: دوره‌ی قرمز بیانگر تضاد حیات/نابودی، بنفش بازتاب محوشدن مرزها و مقاومت نمادین گل، سفید نمایانگر نوستالژی و هویت فرهنگی، و آبی نماد پویایی و رهایی بصری&amp;amp;ndash;اجتماعی است. این دلالت‌ها پنجره را از عنصر فرمی به اسطوره‌ی بصری تبدیل می‌کند که تنش‌های اجتماعی و فردی را بازتاب می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ویژگی‌های فنی، تزئینی و نوشتاری در هفت نمونه از کاشی‌ها و سفالینه‌هایِ کتیبه‌دار موزۀ هگمتانه همدان</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5002.html</link>
      <description>مقدمه: ظروف سفالی جزء فراوان‌ترین یافته‌های باستان‌شناختی بوده که از ادوار پیش از تاریخ تا سده‌های اخیر همچنان اهمیت خود را حفظ کرده‌اند.شماری از ظروف سفالی و کاشی کتیبه‌دار دوران اسلامی در موزه هگمتانه شهر همدان نگهداری می‌شوند که تاکنون پژوهش مستقلی در موردآنها صورت نگرفته است. اهداف و سؤال‌ها: هدف از پژوهش حاضر شناخت تکنیک ساخت، پی بردن به ارتباط کتیبه‌ها و نقشمایه‌ها با یکدیگر و گاه‌شناسی نسبیِ هفت ظرف سفالی و کاشی کتیبه‌دار موزه هگمتانه است. سؤال‌های پژوهش عبارتند از: 1ـ ویژگی‌های فنی، تزئینی و نوشتاری ظروف کتیبه‌دار منتخب چیست و چه ارتباطی مفهومی میان فرم، نقش و کتیبۀ آنها وجود دارد؟ 2ـ گاه‌شناسی ظروف منتخب موزه هگمتانه بر اساس مطالعات تطبیقی با نمونه‌های مشابه چیست؟ روش‌ها: پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی ـ تطبیقی و از نظر ماهیت، کیفی بوده و داده‌های مورد نیاز از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای گرد‌آوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل هفت ظرف و کاشی کتیبه‌دار موزه هگمتانه همدان است. یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که نقشمایه‌ها و کتیبه‌های ترسیم شده بر روی ظروف مورد مطالعه بازتابی از باورهای جامعه زمان خویش بوده و کارکردی فراتر از تزئین صرف را ارائه می‌دهند؛ مفاهیم عارفانه و عاشقانه، اذکاری در مدح و ستایش خداوند، ادعیه‌ای برای حفاظت از صاحب ظروف و اشعار شاعران همزمان به‌ویژه باباافضل کاشانی مربوط به قرن هفتم هـ.ق بوده است.مطالعات گاه‌شناسی نسبی نشان می‌دهد که ظروف با نقاشی گلابه‌ای به قرون سوم و چهارم هـ.ق، بدنه‌های خمیرسنگی به دوره سلجوقی و زرین‌فام‌ها به دوره ایلخانی منسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست اصول منتخب گشتالت در تحلیل ادراک بصری عناصر انسانی نگاره‌های بزمی شاهنامه طهماسبی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5034.html</link>
      <description>در رویکرد روانشناسی گشتالت نحوه سـازماندهی داده‌های بصـری در ذهن انسـان مورد توجه قرار می‌گیرد و اصـول معینی برای آن مطرح شده است که این فرایند بر اسـاس این اصـول نظام‌مند قابل تبیین است. در میان آثار تجسمی، نگاره‌های ایرانی به‌خصوص نگاره‌های شاهنامه شاه‌طهماسبی دارای ویژگی‌های ساختیِ بسیار متنوع هستند که برای شناخت درست ماهیت آن‌ها، می‌توان از سنجه‌های مطرح در حوزه ادراک دیداری کمک گرفت. هدف از این پژوهش، شناسایی شایسته و دقیق ظرایف و مختصات نگاره‌های بزمی شاهنامه شاه‌طهماسبی است. در واقع این پژوهش در راستای شـناخت هماهنگی محوریت بصـری عناصـر انسـانی در نگاره‌های بزمی با قوانین منتخب گشـتالت و کاربرد این قوانین در ویژگی بصـری عناصـر انسـانی نگاره‌ها انجام یافته است. پژوهش درصدد یافتن پاسخ به این سؤال اساسی است که کاربرد اصول منتخب گشتالت در تحلیل بصری عناصر انسانی نگاره‌های بزمی جلوس‌و‌تاج‌گذاری شاهان شاهنامه طهماسبی چگونه است؟ روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری کتابخانه‌ای و اسنادی است. نمونه‌گیری به روش هدفمند از میان 9 نگاره بزمی جلوس و تاج‌گذاری شاهان شاهنامه طهماسـبی، 4 نگاره انتخاب شـدند و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل بصری قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از آن اسـت که قوانین منتخب با ایجاد هماهنگی در محوریت بصـری عناصـر انسـانی بر پیکره پادشـاهان تمرکز دارند و بدین صورت شـاهان نقطه‌تأکید نگاره به شـمار می‌روند. همچنین اسـتفاده از اصـول مشابهت، مجاورت از نوع نزدیکی لبه‌ها، تداوم، امتداد خوب، سرنوشت مشترک، هم‌ترازی و برجسته‌ســازی، نقاط کانونی و تقارن با برخورداری از کاربردهای قوی، کمک قابل توجهی به بازخوانی بصری نگاره‌ها نموده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایت‌شناسی آیات قرآن‌کریم و عبارات نگاره &amp;laquo;گریه پسر در مرگ پدر&amp;raquo; نسخه منطق‌الطیر عطار موجود در موزه متروپولیتن(63.210)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5059.html</link>
      <description>منطق‌الطیر محفوظ در موزه متروپولیتن یکی از مهم‌ترین نسخ خطی دوره تیموری است که به دلیل وجود نگاره‌هایی منتسب به بهزاد از اهمیت فراوانی برخوردار است. به جهت مطالعۀ ارتباط پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی با نگارگری، از میان نسخ مختلف، منطق‌الطیر و از میان نگاره‌های آن، نگارۀ &amp;amp;laquo;گریه پسر در مرگ پدر&amp;amp;raquo; انتخاب شده‌. ضرورت این تحقیق ارائۀ نمونۀ پژوهشی در یافتن دلالت‌های معنایی بین نگاره و متن‌های نوشتاری داخل نگاره، به منظور گره‌گشایی پژوهشی به صورت علمی است. لذا هدف این پژوهش را می‌توان شناسایی ارتباط میان کتیبه‌های قرآنی و اذکار ملهم از آن با کلیّت داستان نگاره دانست. پژوهش حاضر درصدد بوده به سوالات زیر پاسخ دهد: چه ارتباطی میان کتیبه‌های خوشنویسی آیات و اذکار و داستان نگاره وجود دارد؟ هنرمند بنا به چه دلایلی از نوشتن عین آیات قرآن‌کریم صرف‌نظر کرده‌ و از اذکار ملهم از قرآن بهره برده‌؟ تحقیق حاضر به صورت کیفی بوده و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تفسیری نگاره مورد نظر را واکاوی کرده. مطالعه موردی پژوهش حاضر به صورت غیرتصادفی از میان نگاره‌های منتسب به بهزاد در نسخه مزبور انتخاب شده‌. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با ترسیم آیات و اذکار در نگاره به ذکری تصویری دست می‌یازد که وجه تنبّه آن تا زمانِ وجود نگاره پابرجاست و با این کار مخاطبش نسبت به خدا، دلشوره و اشتیاق پیدا‌کرده و در درون خود حالت وجودیِ خاصی نسبت به خدا یافته، از این‌رو آغازگر و ایجادکنندۀ رابطه‌ای زنده و وجودی میان خداوند و مخاطبِ اثر باشد.&#13;
*مقاله حاضر مستخرج از رساله دکتری نویسنده اول با عنوان &amp;amp;laquo;رویکرد فرازبانی در بازنمایی مفاهیم عرفان عملی: تبیین مراتب معنوی و بصری در نگارگری&amp;amp;raquo; است که به راهنمایی نویسندگان دوم و سوم در دانشکدگان هنرهای زیبا دانشگاه تهران انجام شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی لوح‌های کاشی زرین‌فام دورۀ تیموری در ایران ازلحاظ ساختار، نقوش و محتوای کتیبه‌ها</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5148.html</link>
      <description>مقدمه: در دورۀ تیموری، تکنیک‌های اجرایی و تزئینی متعددی از قبیل معرق، هفت&amp;amp;shy;رنگ، منقوش زیرلعابی، طلاچسبان و... در تزئینات کاشی‌کاری، اجرا شده است. یکی دیگر از فنون کاشی‌کاری که در دورۀ مذکور، کاربرد کمی داشته، زرین‌فام‌ها هستند. به‌طوری‌که شواهد آن، تا چند دهه بعد از عصر ایلخانی، موجود نیست و تصور بر‌آن‌است‌که تولید آن بعد از پایان دورۀ مذکور، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ادوار تولید کاشی زرین‌فام، متوقف شده است. اما بااستناد به مصادیق کاشی زرین‌فام، به‌خصوص لوح‌ها، می‌توان تداوم این هنر را، درخلال دورۀ تیموریان نیز، ردیابی نمود. &#13;
اهداف و سؤال‌ها: بنابراین، هدف اصلی این پژوهش، در وهله نخست، معرفی و بازشناسی این لوح‌ها و سپس بررسی و ارزیابی آن‌ها، ازحیث ساختار(شکل کلی)، نقوش (گیاهی و هندسی) و محتوای کتیبه‌ها است. درهمین‌راستا، پرسش‌های پژوهش حاضر را، می‌توان چنین مطرح کرد: لوح‌های کاشی زرین‌فام به جای مانده از دورۀ تیموری، تولید کجا و چه مقطعی از تاریخ این دوره هستند؟ لوح‌های مذکور، ازلحاظ ساختار (شکل کلی)، نقوش و محتوای کتیبه‌ها، دارای چه ویژگی‌هایی هستند؟ &#13;
روش‌ها: این تحقیق به روش تفسیری-تاریخی و برپایۀ پژوهشی میدانی و با استناد به منابع مکتوب، به تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از نمونه‌های مطالعاتی می‌پردازد.&#13;
یافته‌ها و نتایج: دستاوردهای حاصل از این پژوهش، که از بررسی 23 لوح کاشی زرین‌فام تاریخ‌دار یا منسوب به این دوره، به‌دست‌آمده، نشان‌دهندۀ آن است که بااستناد به مصادیق برجای‌مانده، تعداد زیادی از لوح‌های مذکور، مربوط به نیمه دوم قرن نهم ه&amp;amp;zwj;.ق (اواخر دورۀ تیموری) و غالبا مربوط و منسوب به شهر کاشان و روستاهای اطراف آن، هستند. لوح‌ها دارای کاربری‌های متفاوتی همچون؛ لوح احداث بنا، لوح وقف‌نامه، محراب و لوح‌قبر هستند. به‌لحاظ ساختار، به دو دسته مستطیل‌شکل و چندضلعی، تقسیم می‌شوند، که از یک ترکیب‌بندی مشابه، تبعیت می‌کنند. نقوش مورد استفاده در لوح‌ها، شامل نقوش هندسی به‌صورت محدود و نقوش گیاهی، شامل انواع اسلیمی و نقوش ختایی و همچنین نقوشی مانند گلدان، قندیل و... است. ازحیث محتوا، گرایش‌های شیعی در لوح‌های دوره تیموری، کاربرد بیشتری داشته است. به‌طورکلی در این دوره، هنرمندان در عرصه تولید لوح‌های زرین‌فام، از دو سبک هنری متفاوت، تبعیت می‌کردند. نمونه‌هایی از آن‌ها، فاخر و سفارشی بودند و با دقت و ظرافت بیشتری در کارگاه‌های با افرادی با تخصص‌های مختلف، تولید شده‌اند. تعدادی دیگر، ساده و کم‌کارتر بودند و غالبا طراحی نقوش، خوشنویسی و ...، همگی برعهده سازنده لوح، بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تطور نقش کهن الگوی برسُم از جغرافیای پیشااسلامی و استمرار آن تا دوره اسلامی با تاکید بر سفالینه‌های نیشابور دوره سامانی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5220.html</link>
      <description>برسُم، عنصری آیینی در مراسم زرتشتی و کهن‌الگویی با ریشه در سنت‌های هندو-ایرانی است که در مراسم قربانی گیاهی (یسنه) با خوانش یشت‌ها و پیشکش گیاهان معطر به اهورامزدا و میترا همراه بوده است. هدف این پژوهش، تحلیل معنا و کارکرد این نقش‌مایه در سفالینه‌های دورۀ سامانی و بررسی نقش جغرافیای فرهنگی سغد در انتقال آن از دورۀ پیشااسلامی به دورۀ اسلامی است. 1. جغرافیای فرهنگی سغد چگونه به عنوان عامل واسط در انتقال و استحاله نقش‌مایه برسُم و مفاهیم آیینی مرتبط با آن از دورۀ پیشااسلامی به هنر دورۀ سامانی عمل کرده است؟ 2. نقش‌مایه برسُم در سفالینه‌های دورۀ سامانی نیشابور چه مفاهیم و دلالت‌های نمادینی را منعکس می‌سازد و چگونه این نقش‌مایه تداوم فرهنگی از دورۀ پیشااسلامی به دورۀ اسلامی را نشان می‌دهد؟ روش تحقیق این پژوهش کیفی با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با نمونه‌گیری هدفمند طبقه‌ای، 8 نمونه شاخص از سفالینه‌های نیشابور مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد نقش‌مایه برسُم در این آثار، بیانگر تداوم مفهوم &amp;amp;laquo;پیشکش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;برکت‌خواهی&amp;amp;raquo; از دورۀ پیشااسلامی به دورۀ اسلامی است. همچنین جغرافیای سغد به عنوان پل ارتباطی میان فرهنگ‌های شرق و غرب، نقش مهمی در انتقال این عنصر فرهنگی به هنر دورۀ سامانی داشته است. این یافته‌ها تلاش سامانیان را در احیای میراث فرهنگی ایران پیشااسلامی در قالبی نو نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین دگرگونی رنگ و نقش در تزئینات بناهای دوره میانه معماری ایرانی‌اسلامی، در راستای تعیین عناصر ساختاری در آرایه‌ها (مطالعه موردی بقعه شیخ عبدالصمد نطنزی در اصفهان)</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5238.html</link>
      <description>مقدمه: حاکمیت دولت‌های ترکی‌مغولی بر ایران در دوره میانه اسلامی (حدود 400 تا 1000 ه.ق)، نوع خاصی از یک فرهنگ التقاطی را پدید آورد که سبب دگرگونی بسیاری از مفاهیم سرزمینی از جمله معماری و تزئینات آن شد. البته در این دگرگونی برخی عناصر نیز به عنوان وجوه منحصربه‌فرد تزئینات معماری ایرانی‌اسلامی تداوم یافتند، بنابراین بررسی روند دگرگونی تزئینات در دوره مذکور و تعیین عناصر ساختاری، گامی موثر در تبیین معماری هویت‌مند ایرانی‌اسلامی می‌باشد. اهداف و سوال‌ها: در این رابطه دو پرسش مطرح شد، اول اینکه &amp;amp;laquo;با استقرار دولت‌های ترکی‌مغولی در دوره میانه ایرانی‌اسلامی، بکارگیری رنگ‌ها، نقوش و روش‌های ساخت در تزئینات چه تغییری کردند؟&amp;amp;raquo; و اینکه &amp;amp;laquo;در روند دگرگونی کدام موارد می‌توانند به عنوان عناصر ساختاری معرفی شوند؟&amp;amp;raquo; بر همین اساس اهداف عبارت از &amp;amp;laquo;تبیین دگرگونی تزئینات معماری در دوره میانه ایرانی‌اسلامی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعیین عناصر ساختاری&amp;amp;raquo; می‌باشند.روش‌ها: در این راستا ابتدا روند دگرگونی تزئینات معماری ایران بزرگ (ترکستان شرقی و غربی، افغانستان، ایران و آناتولی) در دوره میانه ایرانی‌اسلامی بطور اجمالی و بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده به روش اسنادی توصیف شدند. سپس در جهت سنجش میزان تطبیق این روند با یک نمونه عینی، رنگ‌ها، نقوش و روش‌های ساخت در تزئینات مجموعه عبدالصمد نطنزی، با روش مقایسه‌ای کمی و کیفی مورد واکاوی قرار گرفتند. انتخاب نمونه مورد مطالعه بر اساس روش طبقه‌بندی هدفمند بوده و داده‌ها به روش‌های اسنادی و پیمایشی جمع‌آوری شدند.یافته‌ها و نتایج: نهایتا مشخص گردید که نقش‌برجستگی به عنوان اصلی‌ترین مشخصه تزئینات پیش از حاکمیت دولت‌های ترکی‌مغولی، با صفحات مسطح رنگی (نقاشی روی دیوار و کاشی‌کاری) جایگزین شد که بیشتر متناسب با سنت‌های تزئینی بیگانگان بود. همچنین پس از سنجش تداوم زمانی، &amp;amp;laquo;فیروزه‌ای&amp;amp;raquo; (و لاجوردی) به عنوان رنگ ساختاری، &amp;amp;laquo;اشکال شش‌تایی&amp;amp;raquo; به عنوان نقوش هندسی ساختاری، &amp;amp;laquo;پیچک&amp;amp;raquo; (و سرترنج) به عنوان نقوش گیاهی ساختاری و &amp;amp;laquo;خط کوفی&amp;amp;raquo; به عنوان نوشتار ساختاری معرفی گردیدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی بر آرایه‌های معماری در ایوان‌های طلای حرم مطهر رضوی</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5279.html</link>
      <description>مقدمه:تزیینات فلزی حرم مطهر رضوی در قالب متنوعی از آمودهای معماری متجلی شده که ایوان‌های طلا را می‌توان یکی از وجوه آنست. هدف، بررسی آرایه‌های نوشتاری، بصری ومفهومی ایوان‌های سه صحن عتیق، نو و جمهوری اسلامی است. از این رو آرایه‌های معماری ایوان‌های مذکور چیست و بر چه مفاهیمی اشاره دارد؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بارویکردی کیفی به جمع‌آوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای و بویژه میدانی اهتمام دارد. یافته‌هاو نتایج: نشان می‌دهد روایت پیامبر(ص) در جایگاه امام رضا(ع) و شفاعت ایشان در روز قیامت، هدفی مشروع در حکومت صفوی و سپس تبرک‌جستن بدین درگاه و یا به شکرانه فتح و ظفر بر ازبکان در حکومت نادرقلی افشار باشد. سرای در ایوان صحن نو، با تبرک به آیات سوره حجرو رعد به بهشت تمثال شده و سپس رجزخوانی ناصری را در پی دارد. در ایوان صحن جمهوری، جایگاه شهدا در تفکر سیاسی مطرح و نمود یافته است. حرف لا در عبارت لا اله الا الله و در پایان حدیث سلسله الذهب، انا من شروطها، شرط عاقبت بخیری را تذکر داده و بر مومنین تلنگری زده است. عناصر نمادین در قالب تصویر و اعداد بر ایوان‌ها نمایان شده است. گردونه‌ خورشید، سرو، اسلیمی و درخت زندگی و نمود اعداد متنوع، به‌ویژه اعداد پنج، هشت، ده و دوازده در طراحی نقوش به‌کار گرفته شده است. در این میان رنگ لاجورد و سبز یشمی در نقاشی مینای پس‌زمینه، نقش اساسی و راهبردی در نحوه تجلی کیفیت وحدتمند ایوان بازی کرده به طوری که می‌توان ایوان طلای نادری در ایجاد فضای هماهنگ را سربلند دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک شناسی عناصر و تزیینات معماری کاخ در نگاره‌های شاهنامه شاه طهماسب</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5285.html</link>
      <description>مهم‌ترین و نفیس‌ترین نسخه مصور شاهنامه در دوره صفویه شاهنامه شاه طهماسبی است. هدف از این پژوهش بررسی عناصر معماری و تزئینات کاخ‌ها بر اساس نگاره‌های شاهنامه شاه طهماسب می‌باشد. در این پژوهش سعی در آن است که مشخص شود سبک معماری کاخ ها بر اساس توصیفات شاهنامه که دوره سامانی غزنوی می‌باشد ترسیم شده‌اند یا بر اساس سبک دوره ترسیم نگاره‌ها که معماری دوره صفوی می‌باشد و به سوال سبک معماری و تزئینات کاخ نگاره‌های شاهنامه شاه طهماسب برگرفته از توصیفات شاهنامه است؟ چگونه سبک معماری دوران صفوی (معماری قرن ده) در ترسیم نگاره ها تاثیرگذار بوده است؟ جامعه آماری شامل سی نگاره از شاهنامه شاه طهماسبی است. ابتدا با بررسی معماری و تزئینات در شاهنامه فردوسی مؤلفه‌های معماری استخراج و با معماری سامانی &amp;amp;ndash; غزنوی مطابقت داده شد. با بررسی مؤلفه‌های به دست آمده در سی نگاره می‌توان گفت فردوسی در شاهنامه خود از ویژگی‌های معماری دوره سامانی- غزنوی الهام گرفته است و در اشعار خود به آنها اشاره کرده است و نگارگران دوره صفوی به متن شاهنامه توجه کرده‌اند اما معماری دوران صفوی نیز در این نگاره‌ها تاثیرگذار بوده که این تاثیر گذاری بیشتر در قسمت تزئینات کاخ‌ها مشهودتر است و در کل می‌توان به این نتیجه رسید که با توجه به این که این اثر یک هدیه به دربار عثمانی بوده است نگارگران در کنار توجه به متن شاهنامه سعی در ترسیم و نمایش هنر و معماری ایرانی بوده‌اند و در ترسیم معماری نگاره‌ها مخصوصا تزئینات به هنر و معماری غنی ایران اشاره کرده‌اند.&#13;
این مقاله مستخرج از رساله دکتری معماری اسلامی، شمیم نطاق با عنوان &amp;amp;laquo;خوانش عناصر معماری باغ در نگاره‌های مکتب تبریز  بر اساس نظریه سینومرفی&amp;amp;raquo; به راهنمایی دکتر آزیتا بلالی اسکویی و دکتر عباس غفاری در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند نقاشی دیواری و نگارگری مکتب قزوین در دوران شاه طهماسب صفوی:تحلیلی بر عمارت دولتخانه</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5307.html</link>
      <description>دوران شاه طهماسب صفوی (۹۳۰&amp;amp;ndash;۹۸۴ هـ.ق) از مهم‌ترین مقاطع تحول در تاریخ هنر ایران است که با انتقال پایتخت از تبریز به قزوین، زمینه‌ساز شکل‌گیری مکتب تازه‌ای در نگارگری شد. این تحول با بازاندیشی در اصول ترکیب‌بندی، روایت‌پردازی، فیگورپردازی و رنگ‌پردازی، موجب گسستی خلاقانه از سنت‌های تیموری و تبریزی گردید و مکتب قزوین را به‌عنوان نمادی از نوآوری در زبان بصری صفوی تثبیت کرد. در همین بستر، نقاشی دیواری نیز در مقام رسانه‌ای مستقل اما هم‌راستا با نگارگری، در فضاهای معماری رونق یافت و منطق تصویرگری نسخه‌ای را به عرصه‌ای سه‌بعدی و فضایی منتقل ساخت. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی رابطه میان اصول نسخه‌پردازی در نگارگری مکتب قزوین و دیوارنگاره‌های عمارت دولتخانه قزوین است و می‌کوشد به این پرسش ها پاسخ دهد که .1 نقاشی دیواری چگونه در ساختار معماری صفوی جای گرفته است؟ ۲. چه ارتباطی میان ترکیب‌بندی و رنگ‌پردازی در نگارگری مکتب قزوین و دیوارنگاره‌های دولتخانه وجود دارد؟ ۳. این دیوارنگاره‌ها تا چه اندازه در تداوم سنت نگارگری نسخه‌ای مؤثر بوده‌اند؟ روش پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بر پایه داده‌های کتابخانه‌ای و میدانی است و تحلیل بصری آثار با تکیه بر مقایسه ساختارهای ترکیب‌بندی، رنگ و روایت انجام گرفته است. یافته‌ها پژوهش نشان می‌دهد که دیوارنگاره‌های دولتخانه قزوین نه‌تنها بازتابی از اصول زیبایی‌شناسی مکتب قزوین‌اند، بلکه با گسترش مقیاس، عمق و فضا، سنت نگارگری نسخه‌ای را در قالب معماری بازآفرینی کرده‌اند. ازاین‌رو، نقاشی دیواری صفوی را می‌توان تجلی وحدت میان تصویر، فضا و روایت و نمودی از پیوند میان هنر، قدرت و اندیشه در عصر شاه طهماسب دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کتیبه و آرایه‌های در چوبی بزرگ حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به تاریخ 944 هـ.ق</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5308.html</link>
      <description>مقدمه: کتیبه‌نگاری هنر ممتاز دوره اسلامی است که با مطالعه آن می‌توان روند تحولات اجتماعی، مذهبی، تاریخی و فرهنگی جوامع مسلمان را بررسی کرد. از مهمترین بناهای دوران اسلامی مجموعه‌های آرامگاهی مذهبی هستند که اغلب مزین به کتیبه‌هایی با خطوط گوناگون می‌باشند. از جمله این بناها آستان حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در ری است. اهداف و سؤال‌ها: هدف این پژوهش بررسی کتیبه‌ها و تزیینات در چوبی مورخ سال ۹۴۴ ه.ق است که در موزه آستان حضرت عبدالعظیم(ع) نگهداری می‌شود. سؤالات پژوهش: 1- متن کتیبه‌های این در چیست؟ 2- کتیبه این در دارای چه شاخصه‌های بصری و ویژگی‌های نگارشی است و ترکیب آن به چه صورت است؟ 3- درساخت این در از چه نقوش تزیینی استفاده شده است؟روش‌ها: این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی انجام و جمع‌آوری داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای صورت گرفته است. یافته‌ها ونتایج: نتایج نشان داد کتیبه‌های این در شامل هشت حدیث در مدح اهل بیت(ع) و اهمیت زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) و کتیبه اتمام کار مورخ ۹۴۴ ه. ق است که با تکنیک منبت‌کاری و با خط ثلث جلی نوشته شده و نام بانی و هنرمند سازنده ذکر نشده است. از ویژگی‌های بصری و نگارشی کتیبه‌های این در می‌توان به کرسی‌بندی چندگانه، امتزاج و اتصالات حروف و ایجاد ترکیب‌بندی عمودی، متقاطع و مورب با بهره‌گیری از ویژگی‌های حروف در خط ثلث اشاره کرد. تزیینات در شامل تزیینات چوبی با روش‌های منبت و معرق با نقوش گیاهی و هندسی و تزیینات فلزی شامل میخ‌کوبی و زمودگری (کوبه طلا کوب ) با نقوش گیاهی و حیوانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آثار هنرمندان متولد دهه شصت حراج تهران، مبتنی بر نظریه گودمن</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5309.html</link>
      <description>مقدمه :امروزه گردش مالی آثارهنری،از مسایل مهم فرهنگی و اقتصادی هر کشور می باشد .در ایران نیز به عنوان مجرای قابل اتکای ارتزاق هنرمندان مطرح بوده،و مدلهای مرسوم گردش مالی هنرهمچون حراج،رواج یافته است.این پژوهش،با گذر از مناظر انتقادی به حراج تهران، این رویدادرا به عنوان یک مدل اجرایی معتبرموردبررسی قرارمی دهد.اهداف و سوالها :هدف پژوهش، یافتن ارتباطی موثر میان ساختار روایی آثار و موفقیت درفرایند فروش می باشد.سوالهای اصلی پژوهش عبارتند از ۱- از میان آثار فروخته شده درسه دوره اخیر حراج تهران در بخشی با عنوان هنر مدرن و معاصر ایران چه آثاری از هنرمندان جوان متولد دهه شصتی فروخته شده اند؟ ۲- براساس نظریه روایت‌شناسی گودمن آثار هنرمندان متولد دهه شصتی در حراج تهران چگونه دسته‌بندی می‌شوند وچه تأثیری بر جذب خریداران دارند؟روش: روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای- اسنادی است ودر تجزیه تحلیل داده ها از نظریه روایت شناسی ساختارگرای نلسون گودمن بهره برده شده است.یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد در سه دوره اخیرحراج تهران٬ فارغ ازمدیای آثار٬تنها ۲۵اثر از ۱۹هنرمندمتولد دهه۶۰ شرکت داشته٬که همه آثاربا نرخهای کارشناسی فروش رفته و همچنین با تقسیم بندی آثاردرمدلهای مختلف تحلیل روایت گودمن، یعنی"روایت آنی بی زمان"،"روایت زمان دارخطی"،"روایت زمان دار تابخورده"،"روایت غیرزمانی"؛وهمچنین بررسی ادوارمختلف حضورهنرمند در حراج ،از میان ۱۹ هنرمند انتخاب شده مورد بررسی ،آثار ۱۴هنرمند را می توان در ذیل یکی از مدلهای تحلیل روایت گودمن قرارداد ،از این رو آثاری که روایت محور بوده اند، هم در فروش و هم دراستمرار حضور هنرمند نیز نقشی تاثیر گذارداشته اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل از آن‌خودسازی و وضعیت بیناتمدنی در پوستر سیزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر</title>
      <link>https://negareh.shahed.ac.ir/article_5311.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر به تحلیل سازوکارهای ازآن‌خودسازی در پوستر سیزدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر می‌پردازد؛ اثری که با تلفیق پیش‌متن‌های بومی و غیربومی، نمونه‌ای شاخص از گفت‌وگوی سنت‌های تصویری ایران و عناصر بینافرهنگی در ارتباط تصویری معاصر است. این پوستر، به‌عنوان نمایه بصری رویدادی ملی، بازتاب‌دهنده مواجهه سنت و مدرنیته در زبان بصری ایران است. ضرورت پژوهش از کمبود مطالعات تحلیلی در طراحی پوستر ناشی می‌شود؛ زیرا پژوهش‌های پیشین کمتر به فرایندهای معنا‌سازی و نسبت آن‌ها با مفهوم بیناتمدنی پرداخته‌اند.اهداف و سؤال پژوهش: هدف این مطالعه بررسی چگونگی بازآفرینی پیش‌متن‌ها در فرایند ازآن‌خودسازی، با اتکا به نظریه اقتباس دبورا کارتمل و نظریه بیناتمدنی بهمن نامورمطلق است. پرسش پژوهش آن است که فرایند ازآن‌خودسازی در این پوستر چگونه از طریق بازآفرینی پیش‌متن‌های درون‌فرهنگی و بینافرهنگی، به تولید معنا و شکل‌گیری وضعیت بیناتمدنی می‌انجامد.روش‌ها: پژوهش کیفی و از نوع مطالعه موردی است. داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای&amp;amp;ndash;اسنادی گردآوری و از طریق تحلیل اسنادی و تطبیقی میان نسخه‌های نگارگری ایرانی، نمونه‌هایی از نقاشی‌های غربی و عناصر فرهنگ عامه، با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی تبیین شدند.یافته‌ها و نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد طراح با به‌کارگیری سه سازوکار اصلی -بازآفرینی فرامتنی، تغییرات فرمی و جای‌گذاری عناصر، و اقتدارزدایی از پیش‌متن‌های مرجع- معناهای نوینی از منابع سنتی و مدرن سامان‌ داده‌است. منطق بصری پوستر عمدتاً گفت‌وگویی و میانجی‌گرانه است و گرایش به تقابل تنها در بخش‌هایی محدود مشاهده می‌شود. بر این اساس، ازآن‌خودسازی در طراحی پوستر نه صرفاً تکنیکی زیباشناسانه، بلکه راهبردی فرهنگی برای بازتولید و بازاندیشی هویت بصری ایران در بستر هنر جهانی تلقی می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
