تحولات طراحی فرش با استناد به نگاره‌های مکاتب هرات و شیراز از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم تا آغازین سال‌های سدهٔ دهم در ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار موسسه آموزش عالی فردوس،

10.22070/negareh.2020.1238

چکیده

در ایران از آغاز دورهٔ اسلامی تا صفویه (سدهٔ یکم تا دهم) فرش سالم و کاملی بجای نمانده است که بر پایهٔ آن بتوان طرح‌ها و نقوش رایج آن دوران را شناسایی کرد؛ ازاین‌رو منابع در دسترسی که طرح و نقش فرش‌های این بازهٔ زمانی را بنمایاند یا نگاره‌هاست یا منابع مکتوبی چون سفرنامه‌ها و تواریخ که استناد به آن‌ها همیشه بحث‌هایی را میان کارشناسان برانگیخته است. در پژوهش‌های انجام‌گرفته نیز بیشتر تمرکز پژوهشگران بر نقوش بوده است و کمتر به سیر تحولات ساختار نقشه یا طرح‌ها پرداخته‌اند. موشکافی روند دگرگونی ساختار (فرم) طرح‌های فرش‌ ایران از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم تا اوایل سدهٔ دهم ق هدف این مقاله است. اهمیت این بازهٔ زمانی از آن‌روست که احتمالاً ساختار نقشهٔ فرش ایران از این تاریخ به بعد اندک‌اندک از طرح واگیره‌‌ای ترکی-مغولی با نقوش شکسته فاصله گرفته و به نقشه‌های یک‌دوم و یک‌چهارم با نقوش گردانِ پیچیده می‌رسد؛ لذا سؤال‌های اصلی این مقاله عبارت‌اند از: 1. مهم‌ترین تحولات در طرح فرش‌های ایرانی از میانهٔ سدهٔ نهم تا آغازین سال‌های سدهٔ دهم چگونه رخ داده است؟ 2. چه کسانی در تحولات طرح فرش ایران از میانهٔ سدهٔ نهم تا آغازین سال‌های سدهٔ دهم نقش داشته‌اند؟
این مقاله به روش توصیفى-تحلیلى نوشته شده و روش جمع‌آورى اطلاعات اسنادى (کتابخانه‌ای) است. جامعهٔ آمارى عبارت‌ است از نگاره‌هایی که در فاصلهٔ سال‌های 849 تا 920ق در ایران تصویر شده و در آن‌ها نمونه‌هایی از فرش‌های آن دوران بازتاب یافته است؛ همچنین به منابع تاریخی (تاریخ‌نگاری، سفرنامه‌) رجوع شده است. داده‌ها به روش کیفى تجزیه‌وتحلیل شده‌اند.
نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که طراحی فرش‌ در ایران در بازهٔ زمانی ۸۴۹ تا ۹۲۰ ق از قید طرح‌های واگیره‌ای ترکی‌ـ‌مغولی که دارای نقوش شکسته بوده‌اند رهایی می‌یابد و ساختار نقشه از   به نقشه‌های  و  در تغییر می‌کند. این تحولات از هرات آغاز سپس در شیراز و تبریز نیز رواج می‌یابد. بر اساس شواهد موجود کمال‌الدین بهزاد و فرهاد نقش موثری در این تغییرات داشته‌اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Transition of the Persian Carpet Designing, Referring to the Herat and Shiraz Miniatures, since 1446 until the First Decades of the 16th Century AH in Iran

نویسنده [English]

  • Davood Shadlou
Islamic art, Ferdows Institute of Higher Education
چکیده [English]

Throughout the history, the development of carpet designs, especially rug patterns, have been influenced by political, social, and cultural factors. These variables have played a decisive role in the aesthetic and the transformation of Persian city-woven rugs. Thus, dealing with techniques and materials, artists had to be faced simultaneously with their patrons’ ideologies and aesthetic agreements.
Early Islamic documents show an enthusiasm of Arab governments to revive the glory of their precedent empires. Umayyad Caliphs imitated Byzantines, and Abbasids adopted the Persian Sassanid culture by the means of their arts and crafts. The latter proved to be dominant in Islamic territories, accepting and strengthening the presence of the eastern Turkic tribes in martial and administrative affairs.
The climax of the Turkic presence in Persia occurred under Seljuk rule, during which the decorative elements became more flexible and Turkic taste merged with pre-Islamic Iranian aesthetics, making changes in ‘Islamic arts’, including carpet designs. The clues from the 4th to the 9th centuries AH (11th to 16th AD) show an interrupt in the way the Sassanid and early Islamic carpets were patterned. The replaced style shared the patterns and designs (and probably the structure) with Anatolian manner of weave, on the basis of comparison between pieces discovered at the beginning of the 20th century by J. H. Loytved-Hardegg and F. R. Martin in Konya and the rugs depicted in Persian miniature paintings from the 8th and the 9th centuries AH (15th and 16thAD).
Islamic beliefs have ultimately been fixed and new tools and materials, brought by coming Turkic tribes, played major roles, but chiefly the change of patronage led to the transition. The Turkic peace style, maintaining the common style of the steppes, homeland to Turk ancestors, lasted throughout the Mongol Ilkhanid and Timurid Dynasties, therefore called Turkic-Mongolian style. This common style has simple basis in patterns, including rectilinear and semi-rectilinear repeats with limited diversity in basic forms: endless knots, multi-pointed stars, crosses, geometric shapes such as octagons, hexagons and pentagons, hooked lozenges and Kufic-like script, used chiefly in rugs’ margins.
Prevalent from Central Asia to Anatolia, the Turkic-Mongolian style appears to be dominant in Persia till the 9th century AH. However, there is no preserved Persian rug remained from the beginning of the Islamic era to the rise of the Safavid Dynasty (7th -16th centuries AD) to be used to identify the long period's patterns and designs. Hence, available sources representing rug designs are miniatures and written texts as histories and travelogues which are always under discussion. In former researches, more focus has been placed on motifs and patterns and less on the transition of designs. This paper is to investigate the process of changing the structure (form) of Persian rug designs from the second half of the 9th century to the early part of the 10th century AH (16th and 17th AD). The significance of this period is that from this date, Persian rug designs separate little by little from the Turkish-Mongol rectilinear repeats, turning into half and quarter designs with intricate curvilinear patterns. So the main questions of this article are: 1. how did the most important changes happen in Persian rug designs from the middle of the 9th to the beginning of the 10th century AH? 2. Who played the main roles in the Persian rug designs' developments from the middle of the 9th century to the beginning of the 10th century AH?
This is a documentary research and its method is descriptive and analytical. The statistical population is the miniatures painted in Iran between 849 and 920 AH (circa 1447- 1518 AD) in which samples of Persian rugs have been depicted, historical texts (history books and travelogues) have also been used as references. The method of analysis is qualitative.
Sometimes in the classification of carpet designs, historical variables and the gradual process of transformation have not been taken into account. This is more evident in pre-Safavid carpets from which no actual example is in hand. The events of this nearly 70-year period (beginning with the death of Shah Rukh in 1447) ultimately founded the royal style of the Safavid rug workshops. Despite its vital importance, the mentioned period has not been studied thoroughly yet.
The research results indicate that during this period of time, Persian rug designing was released from Turkish-Mongol rectilinear repeating patterns, and, the design structure was changed into half and quarter forms. The changes started in Herat, and then spread to Shiraz and Tabriz. Based on the available evidences, great masters, Kamal al-Din Behzad and Farhad, played major roles in this restyle.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Iranian Carpet (Persian Rug)
  • Rug Designing
  • Persian painting
  • Herat school
  • Shiraz School
  • Turkman School
آزاد ارمکی، تقی و مهدی مبارکی. تبیین جامعه‌شناختی علل تحول فرش ایرانی در دوره صفویه. جامعه‌شناسی هنر و ادبیات. (1391)، 1، 92-73.

اسپینانی، محمدعلی. فرش صفوی از منظر نوآوری در طرح و نقش. گلجام. (1387)، 9. 9-33.

اف استون، پیتر. (۱۳۹۱) فرهنگنامه فرش شرق. ترجمه بیژن اربابی، تهران: موسسه انتشاراتی جمال هنر.

انوری، سعید. (۱۳۸۱). مقدمهٔ خاورا ن‌نامه ابن‌حسام خوسفی بیرجندی. تهران: فرهنگ و ارشاد اسلامی.

باربارو، جوزافا [و دیگران]. (1381). سفرنامه­های ونیزیان در ایران (شش سفرنامه). ترجمۀ منوچهر امیری. تهران: انتشارات خوارزمی.

بصام، سیدجلال‌الدین. (1392). فرهنگ فرش دست‌باف. تهران: بنیاد دانشنامه‌نگاری ایران.

بلر، شیلا. بلوم، جاناتان. (1386). هنر و معماری اسلامی ۲. ترجمه یعقوب آژند و فائزه دینی. تهران: فرهنگستان هنر، سمت.

حصوری، علی. (۱۳۷۱). نقش‌های قالی ترکمن و اقوام همسایه. تهران: انتشارات فرهنگان.

حصوری، علی. (1376). فرش بر مینیاتور، تهران: انتشارات فرهنگان.

حصوری، علی. (1394). سفرنامه حاجی مهندس (سفرنامه فرش). تهران. چشمه.

دیماند، س .م. (1389). راهنمای صنایع اسلامی، ترجمه عبدا... فریاد، تهران. انتشارات علمی و فرهنگی.

رابینسن، ب.و. (1376). هنر نگارگری ایران. ترجمه یعقوب آژند. تهران. انتشارات مولی.

رویمر، ه­. ر، (1387). تاریخ ایران (دوره­ی تیموریان، پژوهش از دانشگاه کمبریج). ترجمه یعقوب آژند، تهران: جامی.

ژوله، تورج. (1392). شناخت فرش: برخی مبانی نظری و زیرساخت‌های فکری. تهران. یساولی.

سالاری مقدم، محدثه. (1397). ‌مطالعه تطبیقی سبک‌شناختی فرش‌های عصر تیموری و صفوی (مطالعه موردی: نگاره‌های نسخ شاهنامهٔ بایسنغری و شاهنامهٔ طهماسبی). پایان‌نامهٔ کارشناسی‌ارشد. استاد راهنما دکتر فرزانه فرخ‌فر. دانشگاه نیشابور.

شادلو، داود. (1388). ویژگی‌ها و معرفی نمونه‌های طراحی فرش دورهٔ تیموری بر اساس نگاره‌های آن دوره. پایان‌نامهٔ کارشناسی‌ارشد. استاد راهنما دکتر علی‌اصغر شیرازی. دانشگاه شاهد.

شیرازی، علی‌اصغر و شادلو، داود. بررسی فرش‌های بازتاب یافته بر نگاره‌های شاهنامهٔ بایسنغری. گلجام. (1388)، 14. 29-49.

شادلو، داود و شیرازی، علی‌اصغر. طراحی و طراحان فرش دربار اسکندرسلطان. نگره. (1388)، 13. 41-52.

صباحی، سید طاهر. (1393). قالین: چکیده‌ای از تاریخ و هنر قالی‌بافی مشرق زمین. تهران. خانه فرهنگ و هنر گویا.

کامیار، مریم. آیت‌اللهی حبیب‌الله و طاووسی، محمود. الگوهای هندسی در فرش صفوی. گلجام. (1387)، 11. 11-24.

کزازی، میرجلال‌الدین. (1390). واژه‌نامه پارسی سره. تهران. فرهنگستان زبان پارسی.

کونل، ارنست. (1347). هنراسلامی. ترجمه هوشنگ طاهری. تهران. ابن‌سینا.

گری، بازل. (1385). نقاشی ایرانی. ترجمه‌ عربعلی شروه. تهران: نشر دنیای نو.

مراثی، محسن و احمدی‌پیام، رضوان. شناسایی ویژگی‌های فرش‌بافی دورهٔ ترکمانان بر اساس نگاره‌های خاوران‌نامهٔ ابن‌حسام. گلجام. (1396)، 31. 89-106.

مهدی‌ئی، امیر. شناسایی تاریخ تحول طرح و نقش قالی ایران از شکسته به گردان؛ بر اساس مطالعهٔ تزئینات وابسته به معماری و مینیاتور در قرون هفتم و هشتم هجری». پاژ. (1391). 12. 139-148.

میرجعفری، حسین. (1386). تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان. تهران. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).

ولف، ژانت. (1367). تولید اجتماعی هنر. ترجمه نیره توکلی. تهران. مرکز.

Briggs, Amy. (1940). Timurid Carpets: I. Geometric Carpets. Arts Islamica, Freer Gallery of Art, The Smithsonian Institution and Department of the History of Art, University of Michigan, 7, 20-54.

Delivorrias, Angelos. (2008). The Benaki Museum of Islamic Art". Hali-International Magazine of Antique Carpet and Textile Arts.156, 61.

Lentz, Thomas W. and Lowry, Glenn D. (1989).  Timur and the Princely Vision: Persian Art and Culture in the Fifteenth Century. Smithsonian Institution Press. Washington.

Martin, F. R. (1906). A History of Oriental Carpets before 1800.

Sarre, Friedrich and H. Trenkwald. (1926). Alt-orientalische Teppiche/Ancient oriental carpets. Vienna.


دوره 15، شماره 54
تابستان 1399
صفحه 55-75
  • تاریخ دریافت: 27 آبان 1398
  • تاریخ بازنگری: 22 اسفند 1398
  • تاریخ پذیرش: 01 اردیبهشت 1399