خوانش نگاره معراج پیامبر (ص) اثر سلطان محمد از منظر اصول ادراک دیداری گشتالت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد تصویرسازی

2 استادیار دانشکده هنرهای تجسمی

10.22070/negareh.2020.1173

چکیده

معراج رسول اکرم ‌(ص) رایج‌ترین مضمون دینی در حوزه نگارگری ایرانی اسلامی است و در دوره‌های مختلف هنری و تاریخی بارها به ‌تصویر درآمده است. درمیان نگاره‌های معراج، نگاره معراج حضرت ‌رسول(ص) منسوب به سلطان‌محمد از شاهکارهای این حوزه است. نظریه گشتالت در اوایل قرن بیستم ابتدا در حوزه روان‌شناسی مطرح شد و سپس پا به عرصه هنر گذاشت. بر اساس این نظریه ذهن انسان در فرآیند ادراک بصری تمایل به دسته‌بندی و سامان‌دهی عناصر بصری دارد به‌طوری‌که این کلِ سازمان‌یافته با تک‌تک عناصر به تنهایی متفاوت خواهد بود. آنچه در اصول ادراک بصری گشتالت اهمیت دارد، پی‌بردن به ادراک ارتباط است که موجب ترکیب معنادار می‌شود. مقاله پیش‌رو با هدف کشف کیفیت تأثیرگذاری قوانین ادراک دیداری گشتالت بر نگاره مورد بحث جهت شناسایی قابلیت‌های آن در ایجاد ارتباطی سودمند و نیز بررسی میزان پراگنانس برخورداری نگاره در هرکدام از اصول هفتگانه انجام شده ‌است. به طور کلی پژوهش پیش رو در صدد یافتن پاسخی برای سوالات زیر است: کدامیک از اصول ادراک دیداری گشتالت در نگاره معراج اثر سلطان محمد قابل بررسی هستند؟ پراگنانسهر کدام از این اصول چگونه است؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد پس از تطبیق اصول هفتگانه گشتالت با نگاره مذکور، در پنج مورد شامل اصل مشابهت، اصل مجاورت، اصل تداوم، اصل یکپارچگی یا تکمیل و اصل سرنوشت مشترک با پراگنانس قوی قابل ارزیابی است که با به‌کار بستن هرکدام از این اصول، فرآیند ادراک بصری شکل می‌گیرد. همچنین استفاده (ناآگاهانه) نگارگر از اصول گشتالت، سازماندهی بهتر اجزای تصویر و دریافت آسان‌تر اثر را به همراه داشته که موجب ارتباط فعالانه مخاطب در دوره‌های مختلف با نگاره شده ‌است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Reading of the Image of Miraj of the Prophet of Islam (PBUH) by Sultan Mohammad based on the Principles of the Visual Perception of Gestalt

نویسندگان [English]

  • salimeh babakhan 1
  • behnam kamrani 2
1 MA of illustration
2 Assistant Professor and Lecturer, College of Fine Arts, University of Tehran
چکیده [English]

The Miraj (Night journey) of the Prophet of Islam (PBUH) is one of the subjects depicted by various painters in various historical-cultural periods, and it can be said that the most popular religious themes in the field of Islamic painting are always appropriate contexts for creativity and innovation of painters. The present study was conducted using descriptive-analytical method and qualitative approach, and studied the story of the Miraj of the Prophet from Khamseh Shah Tahmasebi, the artwork of Sultan Mohammad, based on the principles of visual perception of Gestalt.
Research data is also collected using library methods. What is important in Gestalt's visual principles is to understand the perception of communication that results in a meaningful combination. Accordingly, the purpose of this study was to explore the effect of Gestalt visual perceptual rules on painting in order to identify its capabilities in creating useful communication.
Miraj, as one of the topics that has a special place in Islamic culture, has been repeatedly portrayed by various painters, among which the work of Sultan Mohammad has been very popular. On the other hand, Gestalt theory of visual perception is a means to understand the perception of communication that results in a meaningful combination. Therefore, the main purpose of choosing this theory is to discover the extent and quality of influence that the principles of the Gestalt theory of visual perception have on the mentioned image to identify its potentials to result in a functional and successful communication.
In fact, we can say that the present research seeks to read the pictures based on the same principles and tries to reconcile the scientific and credible theory with the brilliant example of Khamseh Shah Tahmasebi, and to explore the effect of these principles on painting. After description and visual analysis of the image and the classification of the elements in the image as the mind of the viewer demands, the existence, absence, and magnitude of the pragnanz of the seven principles of Gestalt's visual perception in painting are examined. Each item is explored individually in a graphic manner and visualized. In general, this research attempts to answer the following questions: Which of the principles of Gestalt's visual perception can be verified in Miraj of Sultan Mohammad? What is the pragnanz of each of these principles?
Gestalt theory was first developed in the early twentieth century in the field of psychology and in reaction to the theory of structuralism. Some researchers believed that in perception and behavior; organized whole; these components are prior to others. Gestalt’s principles show their key role when visual information grows; because the human mind is interested in categorizing. The classification of visual elements is an activity that the human mind performs subconsciously from childhood. This feature is also widely used in the training process.
 Art theorists expanded and expanded the principles of Gestalt, and most notably in the analysis of works of art: The principle of similarity, the principle of proximity, the principle of continuity, the principle of integration or completion, the relations of form and background, the principle of the common destiny and the principle of superficiality. All these principles are under the influence of the principle of pragnanz, which forms the core of the Gestalt conceptual theory. Pragnanz or perfectionism is our perception of a good and strong Gestalt or representation, so that under conditions of domination, it is effectively distinguished from existing and weaker Gestalt or existing representations.
According to what has been studied, it can be said that the principles of the Gestalt theory of visual perception play a very significant role in improving the process of reading the work of art. Reading this image, based on one of the most scientific and most systematic principles of visual perception and methodology of art, shows that the eyes and mind of the audience to understand the complexity and components and elements of a dense and tremendous effect use the seven principles of Gestalt, the organization and classification of the best, which will lead to an easier and more accurately understood communication.
The result of analyzing the principles of Gestalt on the overall image of the Miraj showed that the effectiveness of each of the laws was not the same and left different Pragnanz, hence the emphasis on a single criterion alone is not a valid criterion. Therefore, in the present painting, the principle of similarity, Gestalt of the dimensions and similarity of the shape, the principle of proximity of the edge and the proximity of contact, the principle of continuity and the principle of completeness and integrity of the strong pragnanz are and can be appraised. Also, the principle of adjacency can be overlapping with the adjacency of integration, except in weak pragnanz.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Miraj
  • Persian painting
  • Sultan Mohammad
  • Gestalt theory
آرنهایم، رودلف. ١٣٩٢. هنر و ادراک بصری، روان‌شناسی چشم خلاق، ترجمه مجید اخگر، تهران: سمت.
آژند، یعقوب. 1384. سیمای سلطان محمد نقاش، تهران، فرهنگستان هنر.
ایزدی، عباس. ۱۳۹۷. مطالعه بصریِ پیکره‌های نگاره "کاوه، طومار ضحاک را پاره می‌کند" از شاهنامه طهماسبی براساس نظریه گشتالت، نگره، دوره۱۳، شماره ۴۵، صص ۱۸-۳۱.
بدوی، مهدی .۱۳۹۰. پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان ”تطبیق تفسیر ابن عربی از واقعه معراج حضرت رسول (ص) با نگاره های معراج نامه شاهرخی“، به راهنمایی علی اصغر شیرازی، دانشگاه شاهد تهران
برونو، فرانک. 1386. فرهنگ توصیفی روان‌شناسی، ترجمه : فرزانه طاهری. تهران، نشر رشد.
بهارلو، علیرضا، فهیمی‌فر، علی‌اصغر. 1396. عناصر زیباشناختی در دیوارنگاره‌های قاجاری معراج پیامبر، فرهنگ و ادبیات عامه، شماره 13، صص 75-110.
پاکباز، رویین. ١٣٩٣. دایره المعارف هنر، چ ١٤، تهران: فرهنگ معاصر.
دادور، ابوالقاسم، محمدی خواه، محمد، حسینی، الهام. 1396. بررسی تطبیقی نگاره «در راه اورشلیم» و نگاره «معراج»، اثر سلطان محمد (با تاکید بر پیامبر(ص)، جبرئیل و براق)، پژوهش در هنر و علوم انسانی، شماره 5، صص 41-64
داندیس، دونیس ا .1371. مبادی سواد بصری، ترجمه مسعود سپهر، تهران، سروش.
رضازاده، طاهر. 1387. کاربرد نظریه گشتالت در هنر و طراحی، نشریه آینه خیال، شماره 9.
شاپوریان، رضا.1386. اصول کلی روان‌شناسی گشتالت. تهران، نشر رشد.
شایسته فر، مهناز.1384. عناصر هنر شیعی در نگارگری و کتیبه نگاری تیموریان و صفویان، تهران: انتشارات موسسه مطالعات هنر اسلامی.
شین دشتگل، هلنا.1391. معراج نگاری نسخه‌های خطی تا نقاشی‌های مردمی با نگاهی به پیکرنگاری حضرت محمد (ص)، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم.
عبداله، زهرا .۱۳۹۴. پایان‌نامه دکتری با عنوان ”تبیین ریشه های ماهوی معراج و بازتاب آنها در حوزه تصویر با تأکید بر نگاره های معراج پیامبر گرامی اسلام(ص)“، به راهنمایی مهدی پوررضاییان و علی اصغر شیرازی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد تهران.
فروغی‌نیا، مریم، دادور، ابوالقاسم. 1396. مطالعه تطبیقی تأثیر و تأثر در ویژگی‌های تصویری معراج‌نگاره‌های صفوی و گورکانی، مطالعات تطبیقی هنر، شماره 14، صص 121-135.
کامرانی، بهنام. ۱۳۷۷. پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد با عنوان ”رمزشناسی معراج“، به راهنمایی ژاله آموزگار، دانشگاه هنر تهران.
کپس، جئورگی. 1375. زبان تصویر، ترجمه فیروزه مهاجر، تهران، سروش.
مافی‌تبار، آمنه، کاتب، فاطمه، حسامی، منصور. ۱۳۹۷. بررسی نگاره‌ای از نگاره‌پردازی‌های هزارویک‌شب صنیع الملک با نظریۀ «ادراک دیداری» مکتب گشتالت، نگره، دوره ۱۳، شماره ۴۵، صص ۷۲-۸۷.
مهدی‌زاده، علیرضا. 1395. بررسی مضمونی نگاره‌های نسخه فالنامه تهماسبی شاهکار هنر شیعی عصر صفوی، تاریخ و فرهنگ، شماره 97، صص 105-130.
مهدی‌زاده، علیرضا، بلخاری‌قهی، حسن. 1393. بررسی مضامین و نمادهای شیعی در نگاره معراج پیامبر صلی الله علیه و اله در نسخه فالنامه تهماسبی“، شیعه‌شناسی، شماره ۴۶، صص 25-46.