صورت‌بندی پیوست‌های فرهنگی نقاشی قاب آیینه‌های نشان‌دار دورۀ قاجار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری هنر اسلامی دانشگاه تربیت مدرس

2 استادیار گروه ارتباط تصویری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران: ایران.

3 تربیت مدرس

چکیده

اشیاء که در زندگی عادی مردم، مبتنی بر نوعی عقلانیت ابزاری‌اند، گاه در زندگی روزمره از جایگاه و کارکرد معمول خود فراتر رفته، کاربرد و جایگاه فرهنگی پیدا می‌کنند. آیینه‌ها از جملۀ اشیاء مادی هستند که با تأثیرپذیری از فرهنگ ایرانی- اسلامی، کارکرد فرهنگی و اعتقادی یافته‌اند. در این تحقیق، که با هدف شناخت تأثیر ایدئولوژی و مذهب بر فرهنگ مادی دورۀ قاجار انجام پذیرفته، تلاش گردیده تا با مطالعۀ موردی «قاب آیینه»، به چگونگی کاربرد مضامین مختلف بر روی این آثار پرداخته شود. آنچه در این گفتار مورد بحث است، نشان دادن روایت‌ها، کُدها و رمزنگاره‌های رایج بر روی قاب آیینه‌های دورۀ قاجار است. بنا بر این با فرض بر این‌که قاب آیینه‌ها در دورۀ قاجار از کارکرد معمول خود فراتر رفته و به عنوان وسیله‌ای برای انتقال فرهنگ و ایدئولوژی کاربرد پیدا کرده‌اند، تلاش گردیده تا بدین پرسش‌ اساسی پاسخ داده شود که: قاب آیینه‌ها در دورۀ قاجار چگونه به عنوان ابزاری مادی برای انتقال فرهنگ و ایدئولوژی درآمده‌اند‌ و چه مضامینی در آن‌ها رایج بوده‌‌است؟ لذا در این پژوهش در دو بخش اصلی، شامل جایگاه آیینه در فرهنگ ایرانی- اسلامی، و پیوست‌های صوری و فرهنگی قاب آیینه‌های دورۀ قاجار (روایت‌ها، کُدها و رمزنگاره‌ها) بر روی 30 نمونۀ انتخابی، بدین مسئله پرداخته‌شد. روش کار در این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی بوده، جمع‌آوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای، اسنادی انجام شده‌است. برای رسیدن به نتیجه‌ای بهتر، نمونه‌های مورد بررسی به روش طبقه‌بندی خوشه‌ای، دسته‌بندی و سپس تحلیل گردیدند. نتیجۀ این بررسی حاکی از آن است که قاب آیینه‌ها در دورۀ قاجار کارکرد دگرگونه‌ای پیدا کرده گاه در بیان روایت‌ها، گاه به عنوان ابزاری در جهت تعلیم و تأکید بر مضامین دینی و اخلاقی و گاه نیز به عنوان حرز و تعویذی برای نگاه‌داشت و محافظت دارندگان این ادعیه از بلایا کاربرد یافته‌اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Formal Study on the Cultural Connections of Paintings in Qajar Marked Mirror Cases

نویسندگان [English]

  • Sakine Khatoon Mahmoodi 1
  • Syyed Abutorab Ahmadpanah 2
  • Mohammad Kazai 3
2 Tarbiat Modares University Tehran, Iran
3 Ph.D professor, Faculty of Arts and Architecture, T.M.U,
چکیده [English]

Objects which are based on a kind of functionality as instruments in everyday life can sometimes go beyond their ordinary position acquiring a cultural role. Mirrors are among such objects which have gained cultural and religious function through influences from the Persian – Islamic culture, especially Shiism. The present research aims at the recognition of the impression of ideology and religion on material culture in the Qajar epoch and the way motifs and designs are used on which by studying mirror cases as common material objects in folk culture. Therefore, the purpose in here is to demonstrate narratives and codes which are indirectly painted on these mirror cases. Assuming that mirror cases have gone beyond their ordinary function gaining a position as a means of conveying cultural aspects, ideology and even religion, the article tries to respond to the basic following question: how Qajar mirror cases have transformed into material objects for the transmission of culture and ideology? Here, the subject is divided into two parts: the role of mirror in Persian - Islamic culture and the formal/ cultural connotation of Qajar mirror cases, i.e. codes and narratives, according to the examination of 30 samples. The methodology of the research is analytical – descriptive based on library and field studies. The samples were selected among electronic online collections of the Hermitage Museum, Victoria and Albert Museum, Khalili Collection, Sotheby's, and the works in the Astaneh Museum of Qom and Shah-Abdol-Azim Museum, Ray. Regarding the large number and variety of mirror cases, the research has just concentrated on the mentioned samples, those which are related to the subject, i.e. samples with literary, mystical and religious themes and motifs. For this purpose, the analysis of works has been based on the cultural approach of Jeffrey Alexander and Philip Smith, i.e. reading social meanings through narratives, symbols and codes. The most important feature of Alexander and Smith's work is the amalgamation of theories that provides a comprehensive methodological framework. The advantage of this method, in comparison to other common ones in the study of material culture, is that it offers an appropriate methodology for the research. The results show that Qajar mirror cases have obtained additional functions, sometimes in producing narratives and presenting ideologies, and sometimes as a means of instruction, emphasizing the religious themes of the time, while in some other cases as amulets to preserve the possessors from misfortune and affliction. While the mirror cases with narrative themes establish a closer connection with Iranian culture and literature, those based on the codes and signs convey a stronger sense of belief. Such codes have a direct connection with people's beliefs regarding the spiritual effects of the verses and litanies.    

کلیدواژه‌ها [English]

  • Material Culture
  • Shiism
  • Mirror Cases
  • Qajar Era

افشاری، مهران و مداینی، مهدی. 1388. چهارده رساله در باب فتوت و اصناف، چ 3، تهران: چشمه.

بقلی شیرازی، روزبهان. ١٣4٤. شـرح شـطحیات، به تصحیح هانری‌ کربن‌، تهران: قسمت ایران‌شناسی انستیتو ایران و فرانسه.

بیرو، آلن. ١٣٧٠. فرهنگ عـلوم اجـتماعی‌ ، ترجمة‌ باقر ساروخانی‌، تهران: کیهان

پولاک، یاکوب ادوارد. 1368. سفرنامه پولاک «ایران و ایرانیان»، ترجمه کیکاووس جهانداری، چ2، تهران: خوارزمی.

تناولی، پرویز. 1394. طلسم گرافیک سنتی ایران، چ 4، تهران: بن‌گاه.

حمزئیان، حمید و خادمی، سمیه. 1395. «بررسی تطبیقی کاربرد آینه در آثار عین القضات همدانی و مولوی»، ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی، سال 12، ش43، ص 43 84.

خزایی، محمد. 1380. «نقش شیر نمود امام علی. ع. در هنر اسلامی»، کتاب ماه هنر، ش 31 و 32، ص 37 39.

خلیلی، ناصر. 1386. کارهای لاکی، سرویراستار انگلیسی جولیان رابی، ترجمه سودابه رفیعی سخایی، ویراستار فارسی ناصر پورپیرار، تهران: کارنگ.

فرنبغ دادگی،. 1369. بُندَهش، ترجمه مهرداد بهار، تهران: توس.

داروئی، پریسا و مراثی، محسن. 1390. «بررسی تصویرسازی ﺑﻪ شیوه لاکی ﺩﺭﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻋﺼﺮﻗﺎﺟﺎﺭ»، ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ علمی پژوهشی ﻧﮕﺮﻩ، ش 20، ص33 43.

دورکیم، امیل. 1383. صور بنیانی‌ حیات‌ دینی‌، ترجمه باقر پرهام، تهران: نشر مرکز.

رابینسون، بی. 1386. نقاشی لاکی در عهد قاجار، ترجمه اردشیر اشراقی، گلستان هنر، ش9، ص 101 110.

ریکـور، پل. ١٣٨٦ . زنـدگی در دنیـای مـتن: شـش گفتگـو، یـک بحـث، ترجمـه بابـک احمدی، تهران: مرکز.

سهروردی، شهاب‌ الدین ابـوحفض عمر. 1388. هشت رسالۀ سهروردی، با مقدمه و توضیح کاظم محمدی، تهران: نجم کبری.

سهروردی، شهاب‌ الدین ابـوحفض عمر. 1384. رسالۀ عقل سرخ، تهران: سبکباران.

شوالیه، ژان و گربران، آلن. 1384. فرهنگ نمادها، ترجمه و تحقیق، سودابه فضایلی، ج1، چ2، تهران: جیحون.

شمیسا، سیروس. 1377. فرهنگ اشارات ادبیات فارسی، ج2، تهران: فردوس.

فخرائی، سیروس. 1388. تفکر جامعه‌شناختی جفری الکساندر، مجله جامعه‌شناسی، سال اول، ش4، ص 29 54.

قشیری، ابوالقاسم عبدالکریم. 1345. رسالۀ قشیریه، بـه تصحیح بدیع الزمان فروزانفر، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

 کـوزر، لوئیـس. 1383. زنـدگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی‌، ترجمه‌ محسن‌ ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.

مختاریان، بهار. 1389. بلبل سرگشته. پژوهشی در نمادشناسی گل و مرغ. نامه فرهنگستان، ش 44، ص 110 126.

ملاصدرا، صدرالدین شیرازی. 1382. اسفار اربعه، ج4، تهران: بی‌نا.

مقیم‌پور بیژنی، طاهره. 1389. «آیینه و قاب آیینه در هنر ایران»، کتاب ماه هنر، ش 140، ص 98 103.

نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف. 1388. خسرو و شیرین، چ2، به تصحیح: حسن وحید دستگردی، تهران: زوار.

هال، جان. آر و مری جونیتس. 1390. فرهنگ از دیـدگاه جـامعه‌شناختی، تـرجمه فریبرز‌ مجیدی‌، تهران: سروش.

یاحقی، محمد جعفر. 1375. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، تهران: سروش.