مطالعۀ تطبیقی تجلی نمادین سرو در ادبیات و نگارگری ایرانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد عرفان اسلامی، شهر تهران، استان تهران

2 کارشناسی ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی، دانشگاه علامه طباطبایی. معلم

چکیده

سرو عنصری پرکاربرد و مشترک در ادبیات و هنر نگارگری است. مسئلۀ اصلی تحقیق آن است که چگونه می‌توان میان عنصر سرو در ادبیات و نگارگری رابطه‌ای یافت که آن را توضیح دهد. بنابراین هدف اصلی تحقیق دستیابی به رابطۀ معنایی و نشانه‌ای بین عنصر سرو در ادبیات و نگارگری بوده است و مبتنی بر این سؤالات است که چه رابطه‌ای میان عنصر سرو در ادبیات و نگارگری وجود دارد و حاوی چه مفاهیمی است؟ بر این اساس در تحقیق حاضر عنصر سرو در نگاره‌‌های ایرانی و ادبیات با روش نشانه‌شناسی بینامتنی مورد بررسی قرار گرفته است. بینامتنیت اصطلاحی مبتنی بر آرای کریستوا و ژنت است. ژنت بیش‌متنیت را نوعی بینامتنیت و شامل همانگونگی و دگرگونگی معرفی می‌کند. برای دستیابی به اهداف تحقیق، نخست نگاره‌های متعلق به مکاتب مختلف و اشعار مورد بررسی قرار گرفته و از میان آنها نگاره‌های حاوی نقش‌ سرو و همچنین اشعار شامل سرو و همنشینانش، با نمونه‌گیری هدفمند، انتخاب شده‌اند و تا زمانی که اشباع نظری حاصل شود نمونه‌گیری ادامه یافته است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که رابطۀ بینامتنیت میان نماد سرو در اشعار و نگارگری‌ها وجود دارد و رابطۀ بینامتنی بیش متنیت همانگونگی و بیش‌متنیت دگرگونگی افزایش و جانشینی نیز مشاهده می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative Study of the Symbolic Manifestation of the Cypress Tree in Literature and Iranian painting

نویسندگان [English]

  • Niloofar Zandi 1
  • Fatemeh Safiri 2
1 M.A. in Islamic Mysticism, Researcher at IRIB University
2 M.A. Ancient Cultures and Languages, Teacher
چکیده [English]

The Cypress tree is a symbolic element often used both in Persian literature (poetry) and Persian iranian painting. The main concern of this study is to find a relationship between the element of Cypress tree as used in the Persian literature and in iranian painting, and define that relationship. As such, the main objective of the present study is establishing a semantic and semiotic connection between the element of cypress tree as used in literature and iranian painting art so as to answer the questions regarding their relationship and implications. Thus, the element of Cypress tree in iranian painting and literature has been studied with an intertextuality semiotic method. Intertextuality is a concept based on the views of Kristeva and Genette. Genette considers hypertextuality as a kind of intertextuality which includes transformation and sameness.
In order to achieve the objectives of research, first paintings belonging to different schools and poems have been studied and among them paintings containing Cypress and its companions have been selected with purposive sampling and sampling has been continued until theoretical saturation is obtained.
 The findings of the research suggest that there is an intertextual connection between the symbol of Cypress tree in poetry and in iranian painting; in addition, hypertextuality, in its transformational, ameness, augmentation, and replacement forms can be perceived. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cypress tree symbol
  • Poetry
  • Persian Iranian painting
  • Intertextuality
  • Hypertextuality
آلن، گراهام. (1380). بینامتنیت. مترجم:پیام یزدانجو، تهران: نشر مرکز.

امت علی، سارا. (1383،3 مرداد). «بته٬ نقشی هزاران ساله برای زینت بخشی هنر ایران». خبرگزاری میراث فرهنگی.       

بارت، رولان.(1389). لذت متن. مترجم:پیام یزدانجو، تهران: نشر مرکز.

بورکهارت، تیتوس. (1346 ). روح هنر اسلامی. مترجم: سید حسین نصر هنر و مردم ، شماره55.صص.2-7.

بهار، مهرداد و سیروس شمیسا. (1388). نگاهی به تاریخ و اساطیر ایران باستان. تهران: علم.

پوپ، آرتور آپهام (1945). شاهکارهای هنر ایران. اقتباس و نگارش پرویز ناتل خانلری، تهران- نیویورک: فرانکلین.

حبیب الله، عبدالله. (1377). تخت جمشید از نگاهی دیگر، شیراز: بنیاد فارس شناسی.

دو بوکور، مونیک. (1376). رمزهای زنده جان. ترجمه جلال ستاری. تهران: مرکز.

زارع زاده، فهیمه و پورمند، حسنعلی. (1388).«بازنمود باورهای مردم یزد در نقش نمادین سرو». دو فصلنامه علمی-پژوهشی دانشگاه هنر،شماره4، صص83 – 97.

زمردی، حمیرا. (1380).«تجلیات قدسی درخت». ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران،ص197- 209.

شهبازی، مجید و دیگران. (1391). «نقش عناصر طبیعت و نماد پردازی در عرفان و هنر اسلامی». فصلنامه تخصصی عرفان اسلامی، شماره 32، صص223 تا 241.

صادقی، لیلا.(1392). «ادغام نوشتار و تصویر در متون ادبی بر اساس نظریۀ ادغام مفهومی». فصلنامه جستارهای زبانی، دوره 4، شماره 3 (پیاپی 15)، مهر و آبان 1392، صفحه 75-103.

صالح شوشتری، سمیه وشیرازی، علی اصغر. (1387). «تطبیق شکل درخت در طبیعت با آثار نگارگری ایرانی». فصلنامه تحلیلی پژوهشی نگره، شماره7، صص 5 تا 15.

کنگرانی، منیژه و  بهمن نامور مطلق، (1388) «گونه شناسی روابط بین متنی و بیش متنی در شعر و نقاشی ایرانی»، مجموعه مقالات هم اندیشی فرهنگستان هنر .ص201-207.

کنگرانی، منیژه.(1389) «بیش متنیت روشی برای مطالعات تطبیقی هنر»، ایران فرهنگی، سال 16، شماره 4475 ، 23 فروردین 1389،ص12.

کوهزاد، نازنین.(1389). «تقدس سرو در هنر ایران». دوفصلنامه علمی-پژوهشی هنرهای تجسمی نقش‌مایه. سال سوم،شماره پنجم، صص 7-16.

گرابر، اولگ. (1390). مروری بر نگارگری ایرانی. ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند. تهران: موسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری.

گرامی، بهرام. (1386). گل و گیاه در هزار سال شعر فارسی. تهران: سخن. 

متینی، جلال. (1364).«سرو و تذرو». ایران نامه، شماره 11،صص475 -501.

موزه هنرهای معاصر تهران. (1389). شاهکارهای نگار گری ایرانی. ترجمه کلود کرباسی، ماری پرهیزگار و پیام پریشان زاده. تهران: موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر و موزه هنرهای معاصر ایران.

نامورمطلق، بهمن و منیژه کنگرانی.(1390).«علل پیوستگی متنی و فرامتنی در هنرهای سنتی هنرمندان مسلمان ایرانی». فصلنامه ادبیات و هنر دینی. شماره 2، صص31-47.

نامورمطلق، بهمن.(1384).«متنهای درجه دوم». ضمیمه خردنامه همشهری، شماره 59، 5، صص11-10.

نامورمطلق، بهمن.(1394). درآمدی بر بینامتنیت: نظریه‌ها و کاربردها،تهران: انتشارات سخن

نظرلی، مائیس. (1391). جهان دوگانه مینیاتور ایرانی: تفسیر کاربردی نقاشی دوره صفویه، ترجمه عباس‌علی عزتی. تهران: فرهنگستان هنر.

وارنر، رکس. (1386). دانشنامه اساطیر جهان. برگردان ابوالقاسم اسماعیل پور. تهران: اسطوره.

هال ، جیمز. (1380) فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب، ترجمه رقیه بهزادی . تهران:  فرهنگ معاصر.

یاحقی ،محمدتقی. (1375). فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی.تهران: فرهنگ معاصر.