تحلیل نشانه‌شناختی عرفان در نگاره‌ «اسکندر و زاهد» اثر کمال‌الدین بهزاد بر اساس دیدگاه چارلز پیرس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد نقاشی، دانشکده‌ی هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس،

2 دانشیار و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

کمال‌الدین بهزاد یکی از مهم‌ترین نگارگران ایرانی است. بهزاد در آثارش آموزه‌های دینی و همچنین داستان‌های کهن را به تصویر کشیده است. عرفان اسلامی نیز یکی از درون‌مایه‌های موردتوجه بهزاد است. نگاره‌‌ «اسکندر و زاهد» که در این پژوهش موردبررسی قرارگرفته است، از اسکندرنامه یا شرف‌نامه حکیم نظامی گنجوی اقتباس شده است. مهم‌ترین پرسش این پژوهش چگونگی انتقال درون‌مایه‌‌ عرفانی به زبان تصویری بهزاد است. بهزاد در این نگاره نیز، همچون بسیاری از آثارش، تلاش کرده از نماد و نشانه‌های متعدد برای بیان مفاهیم موردنظرش بهره بگیرد. هدف از این نوشتار شناسایی و معرفی نمادها و نشانه‌های به‌کاررفته در این اثر به‌منظور تفسیر آن است. برای آشکار ساختن روابط ساختاری پنهان و نهفته‌‌ اثر از روش نشانه‌شناسی بهره گرفته شده است. چارلز سندرس پیرس یکی از مهم‌ترین طبقه‌بندی‌های نشانه‌شناسی را ارائه کرده است. پیرس نشانه‌ها را به سه دسته نمادین، نمایه‌ای و شمایلی تقسیم و برای هرکدام تعریف ویژه‌ای ارائه کرده است. با توجه به جایگاه نماد و نشانه‌ها در آثار بهزاد، به نظر می‌رسد، آثار او به‌ویژه نگاره‌‌ «اسکندر و زاهد» را می‌توان بر اساس طبقه‌بندی پیرس، موردمطالعه قرار داد.
این پژوهش از روش تحلیلی- توصیفی و در بخش گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای بهره برده است. نتیجه‌‌ پژوهش نشان می‌دهد ازآنجایی‌که عرفان بر وجه شهودی، ذوقی و اشراقی بنا شده است، انتقال این‌گونه مفاهیم در نمونه‌‌ تصویری سازوکار ویژه‌ای پیدا می‌کند. زیبایی‌شناسی عرفانی بهزاد در قالب نماد و نشانه به زیبایی‌شناسی بصری در اثر او تبدیل می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Semiotic Analysis of Mysticism in the "Alexander and the Hermit" by Kamal al-din Bihzad based on Charles Pierce's Viewpoint

نویسندگان [English]

  • mahdis mohajeri 1
  • Asghar Fahimifar 2
1 MA in Painting, Art and Architecture Faculty, Tarbiat Modares University
2 PH.D, Faculty of Arts, Tarbiat Modarres University, Tehran,Iran.
چکیده [English]

 
Kamal al-din Bihzad is one of the most important Iranian painters. He has learnt painting from Mirak-e- Naghash. When he was young he was supported by Mīr Alisher Navaiy and Sultan Husayn Mirza Bayqara. Later Jami joined them and they all became part of Nakhshbandi doctrine. Nakhshbandi follows the traditional Islamic approach and keeps the rules of the Sharia away from the heresy of the foundation of this tradition. Bihzad usually depicts religious themes as well as old stories. The Islamic mysticism is also a theme that Bihzad was interested in. Islamic mysticism has an undeniable impact on Iranian Painting. Artists have been exposed to the idea of mysticism through mystical literature. The mystics have spoken of their internal experiences in the language of signs and symbols. This language is transformed and distributed to the arts and specifically to Iranian painting. Interpretation of his master work «Alexander and the Hermit» can illustrate how Bihzad transferred the literary language in visual one. This painting is adapted from Eskandar-nama by Nizami Ganjavi; an adventure tale about Eskandar, known generically as the Alexander romance. Eskandar-nāma exists in many versions in Persian, popular and courtly, and in prose and poetry. The most important question in this study is how mystical themes turn into visual language in this specific artwork. Bihzad, following earlier works, tried to use signs and symbols.
The aim of the study is to identify and introduce all signs in «Alexander and the Hermit» in order to interpret it. Semiotics is suggested to discover this process. The process of carrying meaning depends on the use of signs. In an artwork there are many layers of meanings, and semiotics is known for detection of hidden relations in a structure which conveys a concept. Semiotics is the examination of the sign. This knowledge is the result of the linguistic and rational research undertaken independently by Ferdinand de Saussure in Switzerland and Charles Sanders Pierce in the United States at the end of the nineteenth and the beginning of the twentieth century. In comparison with Saussure's semiotics, Pierce's semantics, as one of the most complex semiotic theories, is more compatible with the history of art. The topics on which he wrote have an immense range, from mathematics and the physical sciences at one extreme, to economics, psychology, and other social sciences at the other extreme. Anything is a sign, not absolutely as itself, but instead in some relation or other. Peirce came to classify signs as Symbolic, Indexical and Iconic signs. A Symbol has no resemblance between the signifier and the signified. The connection between them must be culturally learned. An Indexical sign shows evidence of what’s being represented. A good example is using an image of smoke to indicate fire. An Iconic sign has a physical resemblance to the signified, the thing being represented. A photograph is a good example as it certainly resembles whatever it depicts.
In this survey, some essential concepts are introduced. These concepts are theoretical points to give a deep perspective toward the subject, and next, the artwork is analyzed to specify the signs and symbols considering Bihzads' approaches to mysticism. The mystical experience is a changed state of consciousness that it seems impossible to convey to others through the language; this transmission is represented in the language of the image and in the framework of the sign and symbol of Bihzad. Considering the familiarity of Bihzad with the teachings of mysticism and Sufism and the association with Abdul Rahman Jami, Mīr Alisher Navaiy and Sultan Husayn Mirza Bayqara, the references to the strains of Sufism in his works have been identified. The artist narrates his image with elements that each may provide a space for interpretation. These strains include colors, styles, worldviews, similarities, differentials, mystical and religious symbols, special artist styles, etc. which indicate existence of a hidden world for painter.
This research is based on descriptive and analytical method using library sources. The sample of this study is «Alexander and the Hermit». The analysis of this image regarding Bihzad’s mystical approach has been done by Pierce’s semiosis. His sign classification is used as a method for analyzing the painting; after specifying all the elements and features of which, the authors have classified them into three groups of Symbolic, Indexical and Iconic signs. In order to achieve this, authors illustrated a linear design personally, without using common software. It was first transferred to parchment and after photographing, it was transferred onto the blank sheet of paper. The outcomes of this study suggest that since the mysticism is based on intuition and taste, transmitting these hidden truths requires a peculiar language. Bihzad's Mystical aesthetics turns into his visual aesthetics by symbol and sign.

کلیدواژه‌ها [English]

  • semiotics
  • Mysticism
  • Iranian Painting
  • Alexandre and the Hermit
  • Kamal al-din Bihzad
  • Charles Sanders Peirce

آدامز، لوری، 1391، روش شناسی هنر، ترجمه علی معصومی، تهران: نظر.

آریان، قمر، 1382، کمال‌الدین بهزاد، تهران: هیرمند.

آژند، یعقوب، 1384، مکتب نگارگری تبریز و قزوین- مشهد، تهران: فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران.

بلخاری، حسن، 1390، مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی، تهران: حوزه هنری.

بلخاری، حسن، 1392، فلسفه‌‌ هنر اسلامی(مجموعه مقالات)، تهران: علمی و فرهنگی.

بلخی، جلال‌الدین محمد، 1375، مثنوی معنوی، مطابق نسخه رینولد نیکلسون، تهران: بهنود.

پاکباز، رویین، 1389، نقاشی ایران: از دیرباز تا امروز، تهران: زرین و سیمین.

پورخالقی چترودی، مه‌دخت. ۱۳۸۰. «درخت زندگی و ارزش فرهنگی و نمادین آن در باورها»، مطالعات ایرانی، ش 1، 126-89

جامی، عبدالرحمن، 1351، تحفه‌الحرار، در مثنوی هفت اورنگ، تصحیح آقا مرتضی مدرس گیلانی، تهران: سعدی.

چندلر، دانیل، 1387، مبانی نشانه‌شناسی، ترجمه مهدی پارسا، تهران: سوره مهر.

حیدری، حسن، 1385. «خضر، اسکندر و آب حیات- جایگاه خضر در برخی متون عرفانی نظم و نثر فارسی»، مطالعات عرفانی، شماره 3، صص 73-90.

خاتمی محمود، 1390، پیش‌درآمد فلسفه‌ای برای هنر ایرانی، تهران: فرهنگستان هنر.

خسروانی‌شریعتی، سیدمحمود، 1370. «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، مشکوه، شماره 30، صص 63 –74.

رازی، عبدالله‌بن محمد، 1377، مرصاد العباد، به اهتمام محمدامین ریاحی، تهران: علمی و فرهنگی.

ربیعی، هادی، 1392، جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درس‌گفتارها)، تهران: متن.

ریشار، فرانسیس، 1372، جلوه‌های هنر پارسی. ترجمه عبدالمحد روح‌بخشان، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

زهره‌وند، حامد؛ فروتن، منوچهر، 1394. «عرفان اسلامی و آرایه‌های معماری: بررسی جامعه‌شناختی پیوند عرفان اسلامی و هنرهای تزیینی معماری ایران در دوره تیموری»، مطالعات محیطی هفت حصار، شماره 11، صص 5 –18.

سجادی، سیدعلی‌محمد؛ خاتمی احمد؛ جعفری، فرشته، 1393. «بررسی تطبیقی معرفت در عرفان اسلامی و عرفان گنوسی»، پژوهشنامه ادیان، شماره 15، صص 33 -52.

سلطان‌کاشفی، جلال‌الدین؛ صفاری‌احمدآباد، سمیه، شریف‌زاده، محمدرضا، 1393. «رمزگشایی معانی عرفانی رنگ در نگاره‌هایی از هفت‌گنبد (بر اساس آرا حکیمان اسلامی)»، فصلنامه نگارینه هنر اسلامی، شماره 4، صص 42-54.

سمیعی، سید مهدی، 1387. «جایگاه طریقت نقشبندیه در تاریخ تصوف اسلامی»، رودکی، شماره 24، صص 124-134.

عارف، رضا؛ دهباشی، مهدی، 1394. «روش‌شناسی ابن‌عربی در فهم و بیان آرا»، مطالعات عرفانی، شماره 21، صص 123 –146.

عطار، فریدالدین محمد، 1387، تذکره الاولیا، محمد استعلامی، تهران: زوار.

فنایی اشکوری، محمد، 1392. «عرفان در ایران، جایگاه عرفان و تصوف و تعلیم و ترویج آن در ایران معاصر»، اندیشه دینی دانشگاه شیراز، شماره 46، صص 47-68

فهیمی‌فر، علی‌اصغر، 1394، فیلسوفان و هنر، تهران: مهر نوروز.

فیض، رضا، بهزاد. 1387. «صورتگر معنا (تاملی در یک اثر عارفانه از بهزاد)»، آینه میراث، شماره 43، صص 183- 206.

قادرنژاد، مهدی؛ الیاسی بهروز، 1391. «حضور کهن الگوها در نگارگری ایرانی (مورد مطالعه: نور، رنگ و سایه)»، فصلنامه هنرهای تجسمی نقش ‌مایه، شماره 12، صص 95 -104.

قاسمی‌پرشکوه، سعید؛ وفایی عباس‌علی، 1393. :سیمای پیامبر اکرم (ص) به عنوان انسان کامل و کمال انسانی در خمسه‌‌ نظامی گنجوی»، متن‌شناسی ادب فارسی، شماره 21، صص 1 - 24.

کاوندیش، ریچارد، 1390، اسطوره‌شناسی: دایره‌المعارف مصور اساطیر و ادیان مشهور جهان، ترجمه رقیه بهزادی، تهران: علم.

کربن، هانری، 1387، انسان نورانی در تصوف ایرانی، ترجمه فرامرز جواهری نیا، شیراز، آموزگار خرد.

ماینر، ورنون هایدر، 1393، تاریخ تاریخ هنر، ترجمه مسعود قاسمیان، تهران: فرهنگستان هنر.

مراثی، محسن، 1395. :تحلیل کاربرد رنگ آبی در تصویرسازی شخصیت مجنون در نگارگری ایرانی دوره‌های تیموری و صفوی»، نگره، شماره 37، صص 49 -62.

مقبلی، آناهیتا؛ پیامنی، بهناز، 1395. «تحلیل نشانه‌شناختی سبک سه نگاره‌‌ شاهنامه فردوسی با عنوان کشتن بهرام گور اژدها را»، پژوهشنامه ادب حماسی، شماره 21، صص 201-228.

مکاریک، ایرنا ریما، 1393، دانشنامه نظریه‌های ادبی معاصر، ترجمه مهران مهاجر، محمد نبوی، تهران: آگه.

مولوی، جلال‌الدین محمد، 1363، کلیات شمس، ج 2، کلیات شمس یا دیوان کبیر، تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: امیرکبیر.

منشی قمی، قاضی احمد، 1366، گلستان هنر، به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران: منوچهری.

نسفی، عزیزالدین، 1394، مجموعه رسائل مشهور به کتاب الانسان الکامل، پیشگفتار از هانری کربن، ترجمه ضیاالدین دهشیری، تهران: طهوری.

نصر، سیدحسین، 1389، هنر و معنویت اسلامی، مترجم: رحیم قاسمیان، تهران: حکمت.

نصری، عبدالله، 1376، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

نوروزی، نسترن؛ صابر، زینب؛ ناظری، افسانه، 1394. «خوانش کمال‌الدین بهزاد از داستان سعدی و جوان کاشغری» بر اساس الگوی تعلیم و تربیت عرفانی نورالدین عبدالرحمن جامی، نگره، شماره 34، صص 53-39.

یاحقی، محمدجعفر؛ بامشکی، سمیرا، 1388. «تحلیل نماد غار در هفت پیکر نظامی»، متن‌شناسی ادب فارسی، شماره 4، ، صص 43 -58.

Barry, Michael, 2005, Figurative Art in Medieval Islam and the Riddle of Bihzad of Herat (1465-1535), Flammarion, Paris.

J.Roxburgh, David, 2000, Kamal Al Din Bihzad and Authorship in Persianate Painting, Muqarnas, No. 17, 2018/07/30, https://www.jstor.org/stable/1523294.

Zarrinkoob, A.H, 1970, Iranian Studies, Persian- Sufism in its historical perspective, Iranian Studies, No 3, pp 139-220, 2018/07/30, http://dx.doi.org/10.1080/00210867008701404.