بررسی ناهمخوانی‌های فنی و تکنیکی نقوش‌برجستۀ انسانی کاخ‌های آپادانا و سه‌دروازه (تالار شورا) در تخت‌جمشید

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری باستان‌شناسی از دانشگاه تربیت‌مدرس، شهر تهران، استان تهران

2 دانشیار باستان‌شناسی دانشگاه تربیت‌مدرس، شهر تهران، استان تهران

3 استاد باستان‌شناسی دانشگاه تربیت‌مدرس، شهر تهران، استان تهران

چکیده

نقوش‌برجستۀ تخت‌جمشید یکی از مهم‌ترین یادگارهای دورۀ هخامنشی در ایران به شمار می‌رود که به مثابه چکیده‌ای از هنر، معماری، سیاست، اقتصاد و مدیریت این دوره درخشان از تاریخ ایران توجه دانشمندان علوم مختلف را به خود جلب کرده است. این نقوش، به‌واسطۀ ماهیت تاریخی خود، به‌عنوان یک منبع موثق برای تحلیل بسیاری از مسایل مدیریتی امپراتوری هخامنشی، واجد اهمیت فراوانی هستند. از منظر گونه‌شناسی، یکی از گروه‌های چندگانۀ نقوش‌برجستۀ تخت‌جمشیدْ نقوش انسانی است. بررسی این گروه مستلزم تعریف معیاری است که در میان نقوش صحیح و سالم در تخت‌جمشید وجود دارد. برخی از نقوش‌برجستۀ تخت‌جمشید دچار نواقص و ناهمخوانی‌هایی در بازنمایی شده‌اند که هر قسمت از این نقایص به یک یا چند عامل وابسته است. حجار و طراح از مهم‌ترین عوامل این ناهمخوانی‌ها و نقایص به شمار می‌روند. تغییرات سبکی و گذر زمان نیز مزید برعلت شده و در بروز این ناهمخوانی‌ها در نحوۀ بازنمایی نقوش مذکور تأثیرگذار بوده‌اند. آنچه اهمیت دارد موظف کردن حجار به تولید برخی از نقوش تکراری بوده که منجر به پدید آمدن نقوشی با ظاهری مشابه ولی درعین حال متفاوت از هم گردیده است که با تأمل دقیق در آنها می‌توان تفاوت‌ها و حتی ناهمخوانی‌های موجود را دریافت. در کل ناهمخوانی‌های موجود میان نقوش‌برجستۀ تخت‌جمشید نشان از یک نظام پیچیدۀ مدیریتی دارد که در لابه‌لای آن، به‌واسطۀ نبود سازماندهی یکپارچه، دچار ناهماهنگی پنهان بوده است. این ناهماهنگی در قالب ناهمخوانی در بازنمایی نقوش‌برجسته بروز یافته است. هدف این مقاله تشریح برخی از جنبه‌های مدیریتی در ایجاد نقوش‌برجستۀ تخت‌جمشید است و به پرسشی با این مضمون پاسخ می‌دهیم که ناهمخوانی‌های فنی و تکنیکی نقوش انسانی تخت‌جمشید در چه مکان‌هایی از این مجموعه دیده می‌شود و دلیل ایجاد چنین ناهمخوانی و ناهمگنی چه بوده‌است. گردآوری نمونه‌ها به‌سبک میدانی بوده که در نهایت با مقایسه تصویری مورد بررسی قرار می‌گیرند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Scrutiny on Humanitarian relief of Apadana and three-Doors Palace at Persepolis to Technical and Stylist Asymmetry

نویسندگان [English]

  • Ibrahim Raiygani 1
  • Seyed Mehdi Mousavi Kouhpar 2
  • Ali Reza Hejebri Noubari 3
1 Ph.D. Graduat of Archaeology from Tarbiat Modares University.
2 Associate Professor of Archaeology Faculty of Humanities of Tarbiat Modares University.
3 Full Professor of Archaeology Faculty of Humanities of Tarbiat Modares University.
چکیده [English]

Persepolis's Reliefs are memorial of Achaemanids Dynasty in Fars Province, an abstract of art, architecture, policy, economy and management of this period, which has attracted scientists of various disciplines. Due to their historical identity, these reliefs are reliable document for studying management topics of Achaemanid Empire. Typologically, these reliefs could be divided into several groups that human images are one part of them.  Analyzing this group needs the definition of a criterion that is present in intact images of Persepolis. Some of the figures are defected, each deficiency being dependent on one or some factors. Engravers and designers are the main factors in these deficiencies. Moreover, stylistic changes and time passage have increased the effects.   An important fact is that sculptures that led to different but superficially similar figures copy some of the figures. With precise inspection, differences and even asymmetries can be detected. Overall, the technical deficiencies and asymmetries show a complex management system in which hidden abnormalities can be sees among them. These abnormalities could be because of the lack of a uniform organization that has led to a hidden incongruity showing itself in deficiencies and asymmetries.  

کلیدواژه‌ها [English]

  • Humanitarian relief
  • Persepolis
  • Achaemanid Period
  • Sculptures
  • Technical and Stylist Asymmetry
افهمی، رضا؛ طاووسی، محمود؛ آیت­اللهی، حبیب­الله؛ هژبری­نوبری، علیرضا(1385)، "تناسبات انسانی در هنر هخامنشی. بررسی موردی: نقش­برجسته­های پلکان تالار آپادانا، تخت­جمشید"، نشریه هنرهای زیبا، شماره28، صص104-93.

پرادا، ایدت، (1385)، "معماری و پیکر تراشی کلاسیک هخامنشی"، تاریخ ایران دوره هخامنشیان از مجموعه تاریخ کمبریج، گردآوری، ایلیا گرشویچ، ترجمه، ثاقب­فر، مرتضی، تهران: انتشارات جامی، صص791-705.

تیلیا، آن­بریت،(1972)، بررسی و مرمت در تخت جمشید و دیگر اماکن باستانی فارس، ترجمه، افسر، کرامت الله، تهران: انتشارات انجمن ملی حفاظت از آثار تاریخی.

رایگانی، ابراهیم،(1392)، نقشمایه روزت از آغاز تا پایان دوره هخامنشی،  چاپ اول، سمنان: انتشارات آبرخ.

رایگانی، ابراهیم(1393)، بررسی تأثیر حجاران و عناصر هنری آشور در نقوش­برجسته تخت­جمشید، اولین همایش بین­المللی میراث مشترک ایران و عراق، تهران، صص:190-177.

رف، مایکل،(1381)، نقش­برجسته­ها و حجاران تخت­جمشید، ترجمه، غیاثی­نژاد، هوشنگ، چاپ دوم، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی و انتشارات گنجینه هنر.

صفی­پور، اعظم، (1388)، "مطالعه تطبیقی آرایش ریش افراد در نقوش­برجسته تخت­جمشید با توجه به جایگاه اجتماعی"، نشریه هنرهای زیبا- هنرهای تجسمی، شماره 38، 96-87.

ضیاء­پور، جلیل،(1375)، پوشاک مادی­هاو پارسی­ها در تخت جمشید، چاپ اول، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ.

مستوفی، فرخ، (1392)، "جانوران در امپراتوری هخامنشی"، فصلنامه بررسی­های نوین تاریخی، سال پنجم، شماره 9-8، صص25-8.

والزر،گرلد،(1352)، اقوام شاهنشاهی هخامنشی براساس نقوش­برجسته تخت­جمشید، ترجمه، خوبنظر، دورا اسمودا و شهبازی، علیرضا شاپور، شیراز: انتشارات دانشگاه پهلوی شیراز.

ولایتی، رحیم،(1389)، "بررسی و مطالعه تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری در هنر معماری هخامنشیان"، مجله باغ نظر، شماره چهاردهم، سال هفتم، صص94-87.

 Curtis.J, (2004).” The Oxus Treasure in the British Museum”. Ancient Civilization. 10, 3-4, Brill.Leiden: pp. 294-338.

Frankfort, H. (1946). “Achaemenian Sculpture”, American Journal of Archaeology, Vol. 50, No. 1, pp. 6-14.

Kawami, S. Trudy (1986). “Greek Art and Persian Taste: Some Animal Sculptures from Persepolis”, American Journal of Archaeology, Vol. 90, and No. 3, pp. 259-267.

Nylander,C.(1972).”Foreign Craftsmen in Achaemenian Persia”, Vth international congress Iranian of Art and archaeology, vol.1, special publication of the Ministry of Culture and Arts, Tehran, pp.311-318.

Nylander, C. (1970). Ionians in Pasargadae: Studies in Old Persian Architecture, Academiae Ubsaliensis.

Roaf, M. (1972).”Perspolitan Metrology”. Iran, vol.10, pp.67-78.

Roaf, M. (1980).”Texts about the Sculptures and Sculptors at Persepolis”. Iran, vol.18, pp.65-74.

Roaf, M. (1983).”Sculptures and Sculptors at Persepolis”. Iran, vol.21.

Stodulski, L. Farrell, E.  Newman, R. (1984), “Identification of Ancient Persian Pigments from Persepolis and Pasargadae”, Studies in Conservation, Vol. 29, No. 3, pp. 143-154.

Tilia, A.B. (1968).”Unfinished Parts of the Architecture and Sculpture”. East and West, vol.18, pp.90-94.